به نامش، به یادش، در پناهش.
عنوان رمان: پایتون
نویسنده: ترانه مهربان
ژانر: پلیسی- عاشقانه- علمی- تخیلی
تایم پارتگذاری:...
هدف: تقویت قلم
خلاصه: اینجا تهران است، سال ۱۵۸۱ شمسی، دیگر از جنگ های سختِ نظامی میان کشور ها خبری نیست. اشتباه نکنید صلحی در کار نیست فقط جنگ گلولهها و آدم بزرگها جایش را به جنگ سیستمها و نوجوانان داده، کمی برگردیم به عقب، زمانی که فقط دو دقیقه مانده بود به ۱۵۸۱ و هیرام از نقشه های پلیدانه او آگاه شد، در همان زمان که فاصلهاش تا نابود کردن او یک بند انگشت بود ولی هیرام اخراج شد.
اما آیا این پایان بازی بود؟!
***
پ.ن: پایتون یکی از زبان وسیع کد نویسی است.
مقدمه:
کاراکتر های بازی وقتی به روز رسانی میشوند حافظهشان پاک میشود.
وقتی کاراکتر بازی باشید، باید بدانید، همان کسی که شما را جان میبخشد زندگی را از شما میگیرد.
کاراکتر بازی به راحتی حذف میشود، یادتان باشد، موانع زیاد و تله ها بسیارند.
حواستان باشد شما فقط سه فرصت اضافه دارید.
لطفا خارج نشوید!!!
ناظر: @Solmazheydarzadeh