نام رمان: ننه بلقیس و پسر شوم
نویسنده: ساناز بندی
ژانر: ماورایی، طنز، عاشقانه
خلاصه:
شراره، فارغالتحصیل رشتهی گریم، از سر ناچاری به کلاهبرداری رو آوردی. با گریم ننه بلقیس، توی روستایی در دل طبیعت به دعانویسی پرداختی و طلسمهات در عین مضحکی معجزه کردن. چون من، عامِر، جنی از تبار عُمّار، دلم برات سوخت و بهت یاری رسوندم. اما روزی پسر شومی پای توی کلبهمون گذاشت. اون پسر بلاهاش رو با خودش آورد و همگی رو توی زندگیت آوار کرد.
مقدمه:
شراره تو فقط یه کلاهبردار بودی که توی روستایی غریب با گریم ننه بلقیس دعا نوشتی، طلسم ساختی و برای هر کدوم نسخههای عجیب پیچیدی. هیچ میدونی همگی با کمک من میسر شد و آوازهی جهانی گرفتی؟ اما ناجوانمردانه هرگز نیم نگاهی به من ننداختی. عاقبت پسر شوم از راه رسید و همه چیز تو رو از آن خودش کرد. کلاهبردار نژاد پرست، تو انسان رو به جن ترجیح دادی.
«پینوشت: برخی از صحنههای مرتبط با طلسمها و دعاها به کمک هوش مصنوعی DeepSeek کامل شده است.»