به اطلاع کاربران میرسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شدهاند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity
نام دلنوشته: نیمهشب
نویسنده: غزال گرائیلی | کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: اجتماعی
# اولین متن نیمه شب(مقدمه)
ساعت دوازده شبه و اینو بهتون بگم که مطمئن باشید هیچکس الکی الکی نمیره تو لاکِ خودش!
یکی نااُمیدش کرده، یکی مهربونیاشو نادیده گرفته،
یکی دلشو شکسته، یکی آرزوهاشو آتیش زده و بدترینش اینه که همهی این کارا رو کسی
کرده که با تمام وجود بهش اعتماد داشته. بخاطر همین یه حصار بزرگ و محکم دور قلبش کشیده و ترجیح داده که ارتباطش و با آدما قطع کنه.
00:00
اول بهمن
سلام بچها، من و دو نفر از بچههای انجمن یعنی سایه مولوی و فاطمه صداقت زاده، قبلا باهم یه رمان گروهی نوشتیم. ( رمان چرخ گردون ) که توی سایت هست. یه رمان کاملا بداهه با ذهن متفاوت هر کدوم از نویسنده ها، خیلی سخت بود اما چیز قشنگی شد😍😍. حالا دلم میخواد داستان مازندرانی طالب و زهره رو با جزییات بنویسیم و ببینیم که تا کجا میتونیم پیش بریم!
به این صورت که من یه پارت مینویسم، نویسنده بعدی از ادامه پارت من مینویسه و به همین روند ادامه پیدا میکنه.
اما نکته اینجاست!
ـ زبان متن باید یکی باشه!
ـ و لطفت دوستانیچ که میخوان شرکت کنن، راجب داستان یه ذهنیت کلی داشته باشند و شروع به نوشتن کنن
- سومین چیز که خیلی مهمه، لطفااا لطفااا پارتها رو از اول بخونین و بعد ادامه بدین و یهو از وسط داستان نیاین و پارت ننویسید که بیربط به داستان بشه!
اگه دوست داشتین شروع کنییم...