رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رمز الود'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • عمومی
    • قوانین نودهشتیا
    • همه چیز در مورد نودهشتیا
    • پرسش و پاسخ
  • تایپ و شروع نویسندگی
    • تایپ رمان
    • داستان کوتاه
    • دلنوشته
    • صفحه نقد رمان ها
    • رمان های متروکه
    • اشعار کاربران
    • رمان های تکمیل شده
  • تالار رمان های برتر
    • رمان های نخبگان برگزیده
    • رمان های مورد تایید مدیران
    • رمان های مورد پسند کاربران
  • تالار خدمات نودهشتیا
    • درخواست ویراستاری
    • درخواست گویندگی اثر
    • درخواست ناظر رمان
    • درخواست طراحی کاور
    • درخواست چاپ رمان
    • درخواست تبلیغات رمان
    • درخواست رصد و بررسی اثر
  • کتابخانه نودهشتیا
    • معرفی و نقد کتاب
    • مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
    • معرفی آثار منتشر شده در سایت اصلی
  • تالار آموزشی
    • متفرقه
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش ویراستاری
    • آموزش گویندگی
  • فیلم و سریال
    • معرفی فیلم و سریال
    • تاتر و نمایشنامه
  • موسیقی
  • ورزشی
    • فوتبالی
    • اخبار ورزشی
  • خاطره بازی نودهشتیا
    • چالش نودهشتیا
    • خاطره بازی
  • سرگرمی
    • مشاعره
    • متفرقه
    • هاگوارتز نودهشتیا
    • موسیقی
  • فرهنگ و هنر
    • تاریخ
    • بیوگرافی
    • مذهبی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

  1. نویسنده : A.F ژانر : عاشقانه ی ،جنایی ، معمایی ، رمزآلود ساعت پارت گذاری : نامعلوم بازی های عمارت مقدمه : با خودتان فکر کنید ؛ روزی چشم بازی می کنی و می بینی زندگیت از این رو به اون رو شده است از زندگی سخت به آسانی . برگ برنده حالا دست شماست ؛ ولی دنیا به این شکل نمی ماند . جهانی که ما در آن زندگی می کنیم پر از فراز و نشیب است . سختی و آسانی ، خوشی و ناراحتی . پس منتظر روزی باش که دنیا روی خوب خودش رو به تو نشان دهد . مثل ، آیلی بِل . خلاصه : عمارتی بزرگ و چندیدن بازی و راز حل نشده . اتفاقاتی که دنیا مرا تغییر داد . باید چندیدن بازی عمارت رو انجام بدم ؛ راز هاشون رو کشف کنم ؛ که شاید زندگی و جهان بخواهند روی خوب خودشان رو به من نشان دهند ناظر: @Nasim.M
  2. نام رمان: در میان دوقلب نام نویسنده: Haniyeh agahi هدف: دلیل این رمان اینه تا صدایی باشه برای اون‌هایی که حرفاشونو قورت دادن، برای دل‌هایی که با درد و سکوت بزرگ شدن. قصه‌ایه درباره‌ی تصمیم‌هایی که آسون نیستن، رابطه‌هایی که ساد‌ه شروع نمی‌شن و راحت تموم نمی‌شن. می‌خواستم چیزی بنویسم که واقعی باشه؛ نه لزوماً از نظر اتفاقات، بلکه از نظر احساسات. اگه حتی یه نفر بین سطرهاش خودش رو پیدا کنه، یعنی به هدفم رسیدم. پارت گذاری: روزانه دو پارت ساعت سه بعد از ظهر خلاصه: کیان مردی‌ست که میان گذشته و حال، درگیر خاطراتی‌ست که هنوز رهایش نکرده‌اند. سکوتش سنگین است، نگاهش پر از نگفته‌ها… گاهی آدم‌ها از فراموش نکردن، می‌سوزند، نه از نبودن. و در زندگی او، کسی به‌طور ناگهانی وارد می‌شود. بی‌خبر از اینکه چه تاثیری بر زندگی‌اش خواهد گذاشت. وارد می‌شود با تمام بی‌پروایی‌اش. آن‌دو، بی‌هیچ مقدمه‌ای وارد دنیای هم می‌شوند. بی‌آنکه بدانند حضورشان قرار است چه چیزی را ویران کند، یا شاید… نجات دهد. این داستان، قصه‌ی تلاقی دو جهان است. جهانی پر از انتخاب‌های مبهم، احساساتی که زود شکل می‌گیرند و دیر از بین می‌روند. مقدمه: تو را آن‌گونه که بودی ندیدم؛ آن‌گونه که دوستت می‌داشتم، می‌دیدم. روحت برایم نغمه‌ای بود آرامش‌بخش، که با گذر زمان، بدل شد به شلاقی بی‌رحم... و آن‌قدر کوبید که دیدمت؛ نه آن‌که دوستت داشتم، بلکه آن‌چه واقعاً بودی. تو معجزه‌ی بینایی‌ام شدی. و حال، من مانده‌ام و چشمانی که بینا شده و من این معجزه را دوست دارم ناظر: @sarahp
×
×
  • اضافه کردن...