به اطلاع کاربران میرسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شدهاند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity
جستجو در تالارهای گفتگو
در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رمان نودهشتیا'.
3 نتیجه پیدا شد
-
رمان بغض پنهان | Setayesh.A کاربر انجمن نودهشتیا
Setayesh.A پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان : بغض پنهان نویسنده : ستایش عباس زاده «Setayesh.A» ژانر : عاشقانه ، غمگین خلاصه : بعد از یک شکست عشقی سخت، دختری به اسم سارا تصمیم میگیره برای مدتی از عشق فاصله بگیره تا به خودش فرصت درمان بده. اما بعد از یک آشنایی غیرمنتظره با مردی که ... مقدمه : دخترک با نگاه های بازیگوشش دل می برد و پس می زد ، می خندید به دلباختگی شان .....غافل از اینکه قرار بود خودش گرفتار شود . ناظر: @sarahp- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
- رمان عاشقانه
- رمان غمگین
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
عاشقانه رمان دست سرنوشت | Elahe کاربر انجمن نودهشتیا
ELAHEH پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: دست سرنوشت نام نویسنده: Ela.rn ژانر: عاشقانه، کلکلی، اجتماعی خلاصه رمان: داستان دختری که آرزوش این بوده که فیلمنامه نویس بشه، ولی خانوادش بهش این اجازه رو نمیدن بهخاطر همین به اجبار خانواده دوران دبیرستانش رو با رشته تجربی به پایان میرسونه و بدون شرکت کردن توی کنکور برای رفتن به دانشگاه میره داخل یه کتاب فروشی شروع به کار میکنه. وقتی که یک روز در حال نوشتن یه داستان تو تایمهای آخر شیفتش توی مغازه بوده به مردی برخورد میکنه که جزو مشهورترین آدماس اونم به اینکه توی هر موضوعی سررشته داره. اون مرد وقتی که برای کار جدیدی که قصد داشته شروع کنه دنبال یک نویسنده بوده به دختر بر میخوره، اما مرد در نظر اون دختر خیلی بد بوده و دختر به شدت از مرد بدش میاد؛ ولی چی پیش میاد که دختر راضی به همکاری با مرد میشه؟یعنی امکان داره که بین این دو نفر، یعنی مردی فقط به منفعت خودش فکر میکنه و دختری که از مرد تنفر داره، عشقی پیش بیاد؟ مقدمه:مسیر زندگی برای هیچکس هیچوقت همیشه هموار نبوده. همه مردم گاهی توی زندگی به بنبست هایی میخورن که با خودشون فکر میکنن: این دفعه دیگه کارم تمومه. ولی بعدها با اون آدمی که توی اون سختیها کنارشون بوده میشینن و به اون روزها میخندن. تسلیم شدن دربرابر سختیها خیلی کار راحتیه ولی همیشه اون آدمی که با کلی تلاش دربرابرشون مقاومت میکنه برنده میشه. گاهی جایزه این برنده این فقط برد و حل اون مشکلات نباشه گاهی جایزه اون برد یک آدمه همونی که توی اون مسیر سختی کنارت بوده، دست در دستت بوده، تشویقت کرد و صد البته بیشترین توانشو برای کمک بهت گذاشته، بعدهاست که متوجه میشی اون سختی، اون مشکل اومده بوده که اون آدمو بیاره کنارت و بهت ثابتش کنه . ناظر: @sarahp-
- 3
-
-
-
- اجتماعی
- رمان نودهشتیا
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
چطور ایده های جدید پیدا کنیم | انجمن نودهشتیا
هانیه پروین پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در آموزش نویسندگی
چطور ایدههای جدید پیدا کنیم؟ (و چرا همیشه به نظر میرسه ایدهها فرار کردن؟) همه ما روزی به نقطهای میرسیم که پشت میز نشستهایم، قلم در دست، کیبورد زیر انگشتهایمان، اما هیچ ایدهای به ذهنمان نمیآید. گاهی احساس میکنیم که ایدهها رفتهاند تعطیلات و از این به بعد هیچ وقت برنمیگردند. اگر شما هم از اون دسته نویسندههایی هستید که گاهی به این فکر میکنید که "من دیگه چیزی برای نوشتن ندارم"، خب، باید بگم شما تنها نیستید! اول از همه باید بهتون بگم: نویسندههای بزرگ هم همزمان با شما این مشکل رو تجربه کردن. مارک تواین گفته بود: "نوشتن مثل دویدن در یک جنگل تاریک است، هرچه بیشتر بدوی، بیشتر به درختها میخوری." پس اگه ایدهها فرار میکنند، هیچ مشکلی نیست! همه این مراحل رو پشت سر میگذاریم. 1. دقت به جزئیاتِ روزمره بعضی وقتها ایدهها نزدیکترین چیزها به ما هستند، فقط باید بهشون توجه کنیم. شاید به نظر عجیب باشه، ولی خونهتان، مسیر رفت و آمدتان، یا حتی همان چای داغی که هر روز میخورید، میتوانند به منبعی از ایده تبدیل شوند. نویسنده معروف، هاروکی موراکامی، در کتابش گفته که وقتی روزها به دقت به جزئیات زندگی نگاه کنیم، دنیای جدیدی از ایدهها در ذهن باز میشود. چطور میشود این کار را کرد؟ فرض کنید، امروز با دقت به صدای باران، رنگ آسمان، یا حتی رفتار عجیب یک گربه توی محله نگاه کنید. اینها همه میتوانند به ایدههای جذاب برای داستان تبدیل شوند. گاهی یک تصویر یا یک حس کوچک میتواند دنیای داستانی شما را بسازد. 2. تغییر محیط و جلب انگیزه جدید گاهی برای پیدا کردن ایدههای تازه، باید محیطتان را تغییر دهید. جالبه که از نویسندگان معروف مثل استیفن کینگ شنیدهایم که میگن «من همیشه در کافهها مینویسم، چون تغییر محیط میتواند خلاقیت رو تحریک کنه». شما هم میتوانید همین کار رو بکنید. از خانه بیرون بزنید، به کتابفروشی بروید، به پارک بروید یا حتی روی یک نیمکت در کنار دریاچه بنشینید. فقط اینکار رو انجام بدید و اجازه بدهید که ایدهها به سمت شما بیایند. 3. خواندن، خواندن، خواندن! بله، خواندن. شاید بعضی وقتها فکر کنید که اگر همیشه در حال مطالعه باشید، ایدههای خودتان رو از دست میدهید، ولی اصلاً اینطور نیست! خواندن، حتی کتابهایی که به طور مستقیم ربطی به ژانر شما ندارند، میتواند دروازهای به دنیای جدید از ایدهها باشد. نویسنده بزرگ، آنه فرانک، میگفت: "کتابها میتوانند معجزه کنند، حتی اگر شما از آنها چیزی یاد نگیرید، باز هم ذهن شما را پر میکنند." اینطور که میبینید، حتی وقتی فکر میکنید به دنبال ایده نمیگردید، در اصل ذهن شما در حال کار کردن است. 4. حرف زدن با دیگران خیلی از اوقات، ایدههای جدید به صورت ناگهانی و از صحبتهای روزمره به ذهن میآید. شاید با دوستانتان در مورد فیلمی که دیدید حرف میزنید و ناگهان یک بخش از مکالمه میتواند تبدیل به بخشی از داستان شما شود. جبران، نویسنده مشهور، هم میگفته که برای نوشتن، "باید گوش بدهید، گاهی اوقات بیشتر از آنکه حرف بزنید." 5. از هر چیزی الهام بگیرید، حتی اشتباهات! حتماً شنیدید که میگن "اشتباهات بهترین معلمان هستند". اما شاید خیلی از شما به این فکر کنید که اشتباهات چی ربطی به ایده دارند؟ راستش، اشتباهات شما میتوانند پایهگذار داستانهای جذاب باشند. یکی از نویسندگان مورد علاقهام، جان اشتاینبک، در کتابش گفت که «تمامی تجربیات ما، حتی آنهایی که اشتباه به نظر میآیند، به ما کمک میکنند تا داستان خود را پیدا کنیم.» بنابراین اگر اشتباهی کردید، اجازه دهید که اشتباهات تبدیل به فرصتی برای خلق ایدههای تازه شوند. 6. در نهایت، صبر و زمان، مهمترینها هستند! هیچ چیزی به اندازهی صبر در این مسیر کمک نمیکند. اگر ایدهای پیدا نکردید، نباید ناراحت بشید. همانطور که جین آستن گفته بود: "نوشتن یک عمل صبورانه است." باید به خودتان فرصت بدهید تا ایدهها به شکلی طبیعی و آرام به ذهنتان برسند. --- جمعبندی: حالا که تا اینجا پیش اومدی، وقتشه که به خودت یادآوری کنی که ایدهها همیشه به شکل معجزهوار ظاهر نمیشوند. آنها در اطراف ما هستند، منتظرند که بهشان توجه کنیم. بنابراین با دید باز به دنیا نگاه کن، وقت بگذار، و از اشتباهات خود نترس. به یاد داشته باش که هر نویسنده بزرگی هم روزی با این چالش روبرو شده. حالا وقتشه که از جایت بلند بشی، یک فنجان چای بریزی، و اجازه بدی که ایدهها سراغت بیان. ما اینجا هستیم که ببینیم کدوم یکی از این ایدهها، روزی به یک شاهکار تبدیل میشود!-
- نویسندگی
- اموزش نویسندگی
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :