رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رمان طنز جدید'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • عمومی
    • قوانین نودهشتیا
    • همه چیز در مورد نودهشتیا
    • پرسش و پاسخ
  • تایپ و شروع نویسندگی
    • تایپ رمان
    • داستان کوتاه
    • دلنوشته
    • صفحه نقد رمان ها
    • رمان های متروکه
    • اشعار کاربران
    • رمان های تکمیل شده
  • تالار رمان های برتر
    • رمان های نخبگان برگزیده
    • رمان های مورد تایید مدیران
    • رمان های مورد پسند کاربران
  • تالار خدمات نودهشتیا
    • درخواست ویراستاری
    • درخواست گویندگی اثر
    • درخواست ناظر رمان
    • درخواست طراحی کاور
    • درخواست چاپ رمان
    • درخواست تبلیغات رمان
    • درخواست رصد و بررسی اثر
  • کتابخانه نودهشتیا
    • معرفی و نقد کتاب
    • مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
    • معرفی آثار منتشر شده در سایت اصلی
  • تالار آموزشی
    • متفرقه
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش ویراستاری
    • آموزش گویندگی
  • فیلم و سریال
    • معرفی فیلم و سریال
    • تاتر و نمایشنامه
  • موسیقی
  • ورزشی
    • فوتبالی
    • اخبار ورزشی
  • خاطره بازی نودهشتیا
    • چالش نودهشتیا
    • خاطره بازی
  • سرگرمی
    • مشاعره
    • متفرقه
    • هاگوارتز نودهشتیا
    • موسیقی
  • فرهنگ و هنر
    • تاریخ
    • بیوگرافی
    • مذهبی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

  1. رمان: گندم زار رایان ژانر: عاشقانه، طنز نویسنده: زهره تقیزاده | کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه: از یه صبح معمولی شروع شد… یه برخورد ساده‌ی کنار خیابون، کمی لجبازی، چند تا نگاه پر از غرور و یه دل که بی‌خود و بی‌جهت تند می‌زد. هیچ‌کدوم فکرش رو نمی‌کردن اون مشاجره‌ی کوتاه، تبدیل به رشته‌ای از تصادف‌های عجیب بشه؛ از راهروهای شلوغ مدرسه تا راه‌پله‌های دانشگاه. انگار هر جا می‌خواستن فرار کنن، سرنوشت دوباره روبه‌روشون می‌ذاشت.
  2. نام رمان: عقد آسمانی نویسنده: زهره | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، طنز، ازدواج اجباری خلاصه: در دلِ رسمی کهن، جایی میان آسمان و زمین، سرنوشت دو نام با نخی از عهد و قانون به هم گره خورده‌ است؛ قانونی که می‌گوید دخترعمو و پسرعمو از پیش در تقدیر یکدیگرند. اما آیا تقدیر همیشه مهربان است؟ او، دختری با چشمانی شیطان و لبخندی که مرزِ شوخی و احساس را گم می‌کند؛ و او، پسری مغرور با غروری سنگی‌تر از سکوت شب، گرفتار در بازیِ ناخواسته‌ی عشق و لجاجت. میان خنده و سکوت، میان عشق و غرور، قانونی که روزی از آسمان نازل شد حالا روی زمین، سرنوشت دو دل را به قمار گذاشته است. و شاید… شاید انتهای این قصه، جایی میان بدبختی و خوشبختی، همان جایی باشد که عشق معنای تازه‌ای می‌یابد.
×
×
  • اضافه کردن...