رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'استاد دانشجویی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • عمومی
    • قوانین نودهشتیا
    • همه چیز در مورد نودهشتیا
    • پرسش و پاسخ
  • تایپ و شروع نویسندگی
    • تایپ رمان
    • داستان کوتاه
    • دلنوشته
    • صفحه نقد رمان ها
    • رمان های متروکه
    • اشعار کاربران
    • رمان های تکمیل شده
  • تالار رمان های برتر
    • رمان های نخبگان برگزیده
    • رمان های مورد تایید مدیران
    • رمان های مورد پسند کاربران
  • تالار خدمات نودهشتیا
    • درخواست ویراستاری
    • درخواست گویندگی اثر
    • درخواست ناظر رمان
    • درخواست طراحی کاور
    • درخواست چاپ رمان
    • درخواست تبلیغات رمان
    • درخواست رصد و بررسی اثر
  • کتابخانه نودهشتیا
    • معرفی و نقد کتاب
    • مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
    • معرفی آثار منتشر شده در سایت اصلی
  • تالار آموزشی
    • متفرقه
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش ویراستاری
    • آموزش گویندگی
  • فیلم و سریال
    • معرفی فیلم و سریال
    • تاتر و نمایشنامه
  • موسیقی
  • ورزشی
    • فوتبالی
    • اخبار ورزشی
  • خاطره بازی نودهشتیا
    • چالش نودهشتیا
    • خاطره بازی
  • سرگرمی
    • مشاعره
    • متفرقه
    • هاگوارتز نودهشتیا
    • موسیقی
  • فرهنگ و هنر
    • تاریخ
    • بیوگرافی
    • مذهبی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

  1. نام : نابغه ی غریب و آشنا نویسنده : A.F ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف : وقتی داشتم اولین کلمات رمانم رو کنار هم می چیدم تنها هدف من این بود که شاید بتونم شما رو با خوندن این رمان کمی از مشکلات خودتان دور کنم و شما را درگیر زندگی مارال و کیوان کنم . خلاصه : وقتی اولین بار پایم رو درون دانشگاه گذاشتم تنها مشغله ی فکریم این بود که اگه برای امتحان سئوالاتم خیلی سخت باشد یا خیلی آسان باشد چی ؟ اگر جدی ام نگیرند چی ؟! گوش ندهند چی ؟ آهی از حسرت کشیدم و با خودم آرزو کردم : کاشکی الان هم تنها مشکل من آنها بود . ولی نه ، من شاید خیلی در این راه سختی کشیده باشم ولی به چیزی که الان به دست آوردم می ارزد. مقدمه: در گذشته ی من چی شده بود ؟ چه اتفاقی؟ در گذشته ی من چه کسانی بودن ؟ که الان هم هست و هم نیستن . مغزم پر از این سئوال ها بود ، سئوال های بی جواب . سرم داشت می ترکید ، از درد و از حجم سئوالاتی که در ذهنم بود . از چه کسی بپرسم جوابم را می گیرم ؟ از در ؟ از دیوار ؟ از پنجره ؟ یا کیوان ؟ ناظر: @Nasim.M
×
×
  • اضافه کردن...