رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

فاطمه بهرامی.

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    145
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    8

تمامی مطالب نوشته شده توسط فاطمه بهرامی.

  1. پارت بیست‌و‌‌ دو‌# عاشق شدن، عاشق ماندن، و عاشق بودن همه همان واژه‌های زیبایی هستند که خیلی در زندگی قابل ستایشند و درک‌ کردن هم‌دیگر موجب استوار بودن این عشق خواهد‌ شد بدانیم همه این‌ها از خود دوست داشتن می‌آید و حالا اگر این احساس از ته قلبمان نفوذ کرده‌ باشد مثل دژ محمکی تا ‌ابد بر سر راه زندگیمان باقی خواهد ماند.
  2. پارت بیست‌و یک‌# بیاییم بر روی دیوار دل هم‌دیگر رنگ صداقت بزنیم تا سایبان زندگی هیچ عشقی رنگ تاریکی به خودش نگیرد این‌طوری روشنایی قلب عاشقان هم روز به روز پر می‌شود و دوست ‌داشتن‌هایمان هم تا ابد پا برجا خواهد ماند.
  3. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    یکی رفت و یک موند در این میخانه عشق که باز من باشم تو شب مهتابی ما... شعر: فاطمه بهرامی
  4. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    یکی رفت و یک موند در این میخانه عشق که باز من باشم تو شب مهتابی ما... شعر: فاطمه بهرامی
  5. پارت بیست‌# سکوت به تنهایی برای خودش یک ارزش‌است، او نه تنها تو لحظه‌های سخت خودش رو نمی‌بازد بلکه ما را در قاب تنهاییش پناه می‌‌دهد و یک حسی قشنگی به ما می‌بخشد که با وجودش غرق در آرامش خواهیم شد.
  6. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    از او بالا دختر میاد یک دونه کفتر میاد بیا دورت بگردم دور دونه دختر من شعر: فاطمه بهرامی
  7. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    از او بالا دختر میاد یک دونه کفتر میاد بیا دورت بگردم دور دونه دختر من شعر: فاطمه بهرامی
  8. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    دست در دست عشق دهیم این بار تا شود لحظه‌های خوب‌مان بیدار شعر: فاطمه‌بهرامی
  9. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    دست در دست عشق دهیم این بار تا شود لحظه‌های خوب‌مان بیدار شعر: فاطمه‌بهرامی
  10. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    یاد تو در دل من غوغا به پا می‌کنه تا آسمون زندگی با من شنا می‌کنه
  11. فاطمه بهرامی.

    سرگرمی| مشاعره

    یاد تو در دل من غوغا به پا می‌کنه تا آسمون زندگی با من شنا می‌کنه
  12. پارت نوزده‌# همه آدم‌ها وقتی از دست هم ناراحت هستند فقط چند ثانیه طول می‌کشد تا زخمم‌های عمیقی در دل هم بکارند یعنی این‌ها طوری در هم می‌شکنند که صدای شکستن قلبشان از فرسنگ‌ها که دور باشد باز هم شنیده می‌شود حالا سال‌ها طول می‌کشد تا این زخم‌ها التیام یابد.
  13. پارت هیجده# در دنیایی که عشق‌های زمینی این‌گونه ناعادلانه تقسیم ‌شوند، رویای ما چه حماقت قشنگی خواهد بود در برابر این هم نامردمی که این‌طور بی‌رحمانه در حق ما روا می‌شود.
  14. پارت هفده# کاش همه دلتنگی‌ها شبیه اشک‌هایمان می‌بودند تا که هر وقت می‌ریختند دلتنگی هم با اون محو میشد و سکوت را هم که مهمان خانه‌اش شده‌ است در را باز کند و برای همیشه برود و هیچ ردپای هم از خودش به‌جا نگذارد.
  15. پارت شانزده# هیچ‌کس از دل کسی خبر ندارد که در دل و ذهن هر آدمی چه کسی می‌تواند باشد مطمعناً آن دوست ‌داشتنی‌ترین پنهانی‌ترین دنیا خواهد بوده و این عشق‌ها آن‌قدر پاک و مقدس ‌است که حتی اگر سال‌ها به هم نرسند باز هم ذره‌ای از آن عشق بینشان کم ‌نخواهد شد؛ مسلما وقتی عاشقان حرف‌های من و اینجا می‌شنوند یاد عشق خودشان می‌افتند.
  16. پارت‌ پانزده‌# من می‌خواهم برای همه روزهای با تو بودنم و خوندنم قصری بسازم که همه‌اش از تکه‌- تکه‌های وجودم باشد و پنجره‌اش آن‌قدر نزدیک به آسمان باشد که بتوانم با ستاره‌ها چشم در چشم شوم و آن‌ها هم در آن شب مهتابی بتوانند مهمان جشن بزرگ زندگی مشترکمان باشند.
  17. پارت‌ چهارده# تو را به جرم نگاه زیبایت و سکوت قشنگت در زندان قلبم به حبس ابد محکموم می‌کنم تا مگر این‌که در دادگاه عشق عادلانه بگویی دوستم داری، بعد همه بدانند که این احساس دروغ نیست در واقعه یک عشق حقیقی است بین من و تو.....
  18. پارت سیزده# من دانستم که شعله یک عشق حقیقی هرگز خاموش نمی‌شود، اما امروز عاشق سر منشا و آغاز همه آرزوهاست و عشق تنها بازی است که می‌تواند در تاریکی مطلق انجام پذیرد، تنها مدرک عشق همان اعتماد و اطمینان است که به هم‌دیگر باید داشته باشیم چون عشق احساسی است که هرگز اشتباه نمی‌کند و این همان راز پنهان دوست‌ داشتن‌ است.
  19. پارت‌دوازده# تو همان شاهزاده آرزوهای من هستی و من هر روز جای پایت را در آسمان قلبم جستجو می‌‌کنم و هر لحظه منتظرم قاصدکی بیاید و خبری از تو برایم بیاورد و بگوید روزهای بی‌قراریت به پایان رسیده و تو را به هر خواسته‌ای که می‌خواهی برسانمت.
  20. پارت یازده‌# خداوند قسمت هر انسان را به گونه‌ای رقم زده که اگر بعضی‌ها بخواهند هزار ماجرا هم برای رسیدن به خواسته‌شان‌ بسازند باز هم به هدف‌شان نخواهند رسید بنابراین امیدوار باشیم تا او نخواهد هیچ اتفاقی نمی‌‌افتد چون از ازل آن دو مال هم‌ هستند و این‌که ‌شکی نیست که آن دو قسمت هم خواهند‌ شد.
  21. پارت ده# شاید من‌ و تو در همین نزدیکی بهشت گمشده هم باشیم که مدت‌هاست نادیده گرفته‌ شدیم بیا تا دیر نشده برخیز و به ندای شیرین قلبت گوش‌ کن آخه دنیا همیشه هم آن‌طور که ما فکر می‌کنیم بی‌وفا نیست حتما پشت این در بسته یکی هست که منتظر ما خواهد‌ بود و ما از اون بی‌خبریم.
  22. پارت نه# تنهایی یه غریضه بی‌صدایست که بی‌رحمانه انسان را به آغوش تلخش دعوت می‌کند، حالا رها شدن از این زندان ابدی به انتخاب خود ما بستگی داره، پس بیا تا بیشتر از این اسیرش نشدیم و شوق پرواز‌ کردن هنوز هم در ما هست به این تنهایی‌ پایان دهیم.
  23. پارت هشت# تا حالا فهمیدی اگه خشم و نفرت را از خودت دور نریزی مثل خوره همه وجودت را پر می‌کند؟ آن وقت دیگر قلبت نمی‌تواند کسی را دوست داشته باشد، چون بعدش از همه متنفر میشی کم‌- کم خودت هم دیگر دوست نداری...
  24. پارت هفت# تو همان بهانه‌‌ی قشنگی هستی برای زندگیم که من خاطراتم را با تو آغاز می‌کنم و مدام رد پای تو در سراچه‌ی خیالم جستجو می‌شود، و در تاریکی شب دیدگان تو را می‌بینم که برقی هم‌چون خورشید به زندگیم روشنایی می‌بخشد حال ای زیبای خفته، من اکنون با نام قشنگ تو خودم را پرورش دادم تا حقیقت عشق در سایه‌سار محبت تو تا ابد در من لمس شود.
  25. پارت شش# آرزوها هیچ‌وقت نمی‌میرن چون خداوند هوای تک‌- تک‌شان را دارد و به موقع همه‌ی آن‌ها را برآورده خواهد‌کرد، پس بیاییم فقط از او بخواهیم پایان خوشی برایمان رقم بزند، الهی که فانوس آرزوها همیشه در ما روشن بماند و هرگز خاموش نشود.
×
×
  • اضافه کردن...