رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

فاطمه بهرامی.

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    145
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    8

تمامی مطالب نوشته شده توسط فاطمه بهرامی.

  1. پارت هشتادو نه‌# سعی‌ کنید در زندگی بهترین‌ باشید، چون تا‌ به‌حال هیچ‌کس با بد‌ شدن‌ و بد بودن نتواسته به جایی برسد یا پیشرفتی بکند.
  2. پارت هشتادو هشت‌# فراموش نکنید که مهربانی یکی از قوی‌ترین‌ احساسات ‌بشر‌ بوده‌ است و هرگز از ضعیف‌ترین حافظه‌ها هم پاک‌ نخواهد‌ شد، مطمعناً خداوند هم پاداش هر ذره مهربانی را بی‌پاسخ نخواهد‌ گذاشت.
  3. پارت هشتادو هفت‌# خوش‌ قلب‌ترین آدم‌ها‌ کسانی هستند که همیشه از شادی دیگران احساس خوشحالی می‌کنند و این‌که آن‌ها هرگز با واژه‌های مثل دروغ، و دورویی میانه‌ خوبی ندارند ‌‌‌‌یک جورهایی آن‌ها شبیه زیباترین و مهربان‌ترین فرشته‌های روی زمین‌ هستند.
  4. پارت‌هشتادو شش‌# هر وقت خورشید غروب می‌کند باز دوباره من یاد غم‌ و غصه‌هایم می‌افتم انگار همه‌ی نا‌امیدی‌ها روی سرم آوار شده‌ باشند؛ اما امروز هر غروبی یک طلوع‌ دارد پس یعنی روزهای تلخ ‌ما هم یک روز به پایان‌ خواهد رسید.
  5. پارت هشتادو پنج‌# این‌قدر از آسمان به زمین بارید بگذار یک‌بار هم که شده از زمین به آسمان ببارد مگر چه می‌شود! اگر دختری دلباخته کسی شد بیاد و با تمام وجودش عشقش را فریاد‌ بزند و همه را از طوفانی که در قلبش برپا‌ شده‌ است آگاه‌ کند تا همه بدانند که دوست داشتن نه غرور نه اصل و نصب و نه قومیت او هیچ نمی‌شناسد، بگذار همه ببینند که این فریاد دروغ ‌نیست جز یک عشق واقعی‌ است و این همان رسم عاشقی‌ است که‌ می‌خواهد و همه صداقتش را فدای دوست ‌داشتنش‌ کند.
  6. پارت هشتادو چهار‌# کاش دنیای حال و گذشته هیچ‌وقت به هم گره نخورده‌ باشند، چرا‌ که اثرات آن لحظات سخت تا ابد ممکن است در تاریخچه ذهنمان مدام مرور شود و اصلا نمی‌تواند جایگزین خوبی برای زمان‌ خوشی‌هایمان باشد.
  7. پارت هشتادو سه‌# بچه دبستانی که بودیم از ما می‌پرسیدند علم بهتر‌ است یا ثروت؟بیشتر بچه‌ها می‌گفتند ثروت؛ در‌حالی که نمی‌دانستند ارزش آدم‌ها به ثروت و دارایی‌شان نیست بلکه به معرفت و شخصیتشان است.
  8. پارت‌هشتاد‌و دو‌# هیچ‌وقت سعی نکنیم حرف‌هایی را که به ما مربوط نیستند بخواهیم از آن‌ها سر در بیاوریم! نه‌تنها این کار غیر اخلاقی است بلکه به احتمال زیاد دوستی‌های چندین ساله را هم ممکن‌ است دچار نا‌امنی و جدایی کند، مطمعناً دوستی‌ها هم به‌خاطر این دلخوری‌ها از هم پاشیده‌ خواهند شد.
  9. پارت هشتادو یک‌# بعضی از آدم‌ها تا یک مورد خوشکلی رو می‌ببیند حتی اگر هیچ‌گونه خصلت خوبی در آن نباشد سریع به طرف آن زیبایی جذب می‌شوند، کم- کم همه از اطرف آن شخص پرا‌کنده می‌شوند بعد از اون خواهیم فهمید آن‌چه آدم‌ها را کنار هم نگه می‌دارد داشتن زیبایی درونشان است نه ظاهر فریب‌ دهنده‌شان که بسیار ‌گول‌ زننده‌ است.
  10. پارت هشتاد‌# همه ‌دردها ناراحت‌ کننده‌ست، به‌جز درد عشق که از همه درد‌ها شیرین‌تر‌ است و این‌که همیشه به امید رسیدن عاشق می‌مانیم، حتی اگر سال‌ها به هم نرسیم ‌و این یعنی همان فدا‌کاری در عشق‌ است که ما در برابر‌ چشم معشوق آن را ‌انجام می‌دهیم.
  11. پارت هفتادو نه‌# موفق‌ترین آدم دنیا کسی‌ است که یاد گرفته همیشه شاد باشد؛ به زیبایی‌ها لبخند بزند و از زندگی هر چند خالی از کمبودها لذت‌ ببرد این رمز خوشبختی هست‌ و خواهد‌ بود.
  12. پارت هفتادو هشت‌# هیچ‌ زندگی نمی‌تواند بی‌نقص باشد، حتی با وجود همه آسایش‌های که داریم باز هم ممکن است به مزاج‌ خیلی‌ها سازگار نداشته باشد، تنها علتش توقعات زیادی هستند که دیدگاه ما را نسبت به همه چی عوض ‌کرده‌ است.
  13. پارت هفتادو هفت‌# وقتی از همه کس رکب‌ خورده باشید تازه می‌فهمید که چه روزگار وحشت‌ناکی را پشت‌ سر گذاشته‌اید؛ انگار که همه ابرهای سیاه روی سرت خیمه‌ زده‌ باشند، در آن ‌لحظه تنها امیدی که تو را زنده‌‌ نگه می‌دارد یاد نام خداوند‌ است که تو را به آینده امیدوار خواهد کرد.
  14. پارت هفادو شش‌# در خیال کوچک خود فکر می‌کردم خدا هم شکل ما است، پیرمرد مهربانیست به‌دستش یک عصاست؛ ساعت و انگشتری دارد که جنسشان از طلاست پالتویی دارد که حال‌ روز جیب‌هایش همیشه روبه‌ راه است، چند سالی که گذشت از عمر‌ من، خوب فهمیدم که او حسابش از همه عالم جداست او کسی نیست جز خدای مهربان.
  15. پارت هفتادوپنج‌# اکنون که همسایه دریا هستم می‌خواهم دلی به وسعت بزرگی دریا داشته باشم تا پاکی‌ و زلال بودن را از او به ارث ببرم تا بلکه بتوانم از همه‌ی آن شاد بودنم کمی عشق و احساس خوشایند به دل‌های پریشان و نگران قرض بدهم و سهمی در خوب شدن حال آدم‌ها داشته باشم.
  16. پارت هفتادو‌چهار‌# سلام به پرنده‌ای که می‌پرد و من جای پایش را در آسمان آبی روستا حس می‌کنم و هر لحظه‌اش را آرزو می‌کنم کاش جای او باشم و خالی از هرگونه مشغله ذهنی و فکر باشم‌ و پا به دنیایی گذاشته باشم که رویایی شیرین ‌هر‌ کسی می‌توانست باشد.
  17. پارت هفتاد‌و سه‌# گاهی به این فکر می‌‌کنم چه شوقی بوده که مادر بزرگ من را مجبور می‌کرده تا هر روز از روی پل شکسته خود را به مزرعه رسانده تا آرامش و آسایش برایمان فراهم کند، حتی خستگی هم نتوانسته او را زمین‌گیر کند، بعدها فهمیدم ما عشق واقعی او بودیم، امروز او هم به‌ خاطر صداقت در عشق استوره‌ی ایمان و تقوا نامیده شد.
  18. پارت‌هفتا‌دو دو‌# هیچ‌گاه نمی‌توان کسی را تغییر داد، مگر این‌که خودشان بخواهند و از شانس داشتن فرصت دوباره برای بهتر‌ شدن خودشان بهرمند‌ شوند.
  19. پارت هفتاد‌و یک‌# انتظار کشیدن سخت‌ترین کار دنیاست؛ کاش هر دو نفری که عاشق هم هستند صادقانه بیاییند و به این انتظار قشنگ پایان دهند تا به شروع‌ عاشقانه‌ای که در آن پر از گذشت و مهربانی هست به زندگی ادامه‌ دهند.
  20. پارت هفتاد# اگر دیدید دیگران با عشق و احترام با شما رفتار نمی‌کنند، این یعنی این‌که شما قیمت ناچیزی برای خود قائل شده‌اید، پس موقعه‌اش رسیده‌ که بر چسب قیمت‌ خودتان را از میان اجناس تخفیف‌ زده بردارید و خودتان را در پشت ویترین اجناس‌گران‌بها قرار دهید! با این کار قیمت‌ خودتان را به آنان گوش‌زد‌ کرده‌اید، بعد آنان می‌دانند شما چه‌قدر خود را دوست‌ دارید‌ و برای‌ خودتان ارزش ‌قائل‌ هستید.
  21. پارت شصت‌و نه# بهترین‌ و امن‌ترین جای دنیا برای شکستن سکوت همین هنگام راز‌ و نیاز با خداوند است و این آرامش قشنگ‌ترین حس و حال دنیاست که مطمعناً هر کس می‌تواند برازنده چنین زیبایی شگفت‌انگیزی باشد‌ که شایدم تا‌ امروز تجربه‌اش نکردیم.
  22. پارت شصت‌و هشت# کسی که شما را دوست داشته باشد آن‌قدر به شما اهمیت خواهد‌ داد که هرگز در کنارش احساس تنهایی نکنید و ‌این‌که همه تلاشش را هم می‌کند تا نگذارد غنچه خنده و شادی از روی لبانت پاک‌ شود و در همه‌ حال او هوای تو را خواهد ‌داشت.
  23. پارت‌شصت‌و هفت# بیشتر دوست‌ داشتن‌‌هایمان پنهان ‌است که هم درک می‌شود و هم دیده خواهد شد، چون راز آن کار‌ دل است و این خواستن نیاز به هیچ دلیلی ندارد که این قشنگ‌ترین حس دنیاست.
  24. پارت‌شصت‌و شش# به‌نظر من عاشق‌ها دو دسته‌اند؛ اول آن‌هایی که تو را به خاطر خودت‌ می‌خواهند و حاضرند با تمام عیب‌ و ایرادات دوستت داشته باشند، دوم‌ آن‌هایی که برای رسیدن به هدف‌هایشان تو را می‌خواهند درحالی که در اون عشق هیچ نوع دوست داشتنی وجود نخواهد داشت.
  25. پارت شصت‌و پنج# وقتی دلم می‌گیرد حس می‌کنم کوله‌باری از غم‌ها بر پشتم سنگینی می‌کند و دیگر طاقت به‌ دوش کشیدن آن همه غم بر پشتم سنگینی می‌کند و تنها چیزی که کمکم می‌کرد تا دوباره سر‌پا شوم فقط یاد و نام خداوند‌ است که من‌ را به زندگی امیدوار می‌کرد.
×
×
  • اضافه کردن...