رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Ela

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    2
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Ela

  1. #بی_مهابا

    #Part_1

    به جز صدای نفس هایم صدای دیگری در محیط شنیده نمی‌شود.

     

    دست های یخ زده ام را به قفل نزدیک میکنم و سنجاق مخصوصم را به آرامی در سوراخ قفل فرو میکنم.

     

    صدای برخورد قفل با سنجاق، در راهروی کوچک طنین می اندازد.

    «لعنتی» زیر لب زمزمه میکنم.

     

    قفل خوبی است.این را میتوانم از نحوه ی فرو رفتن سنجاق در قفل متوجه شوم.

     

    هیچ وقت بیشتر از یک دقیقه طول نمی‌کشید تا یکی از این در ها را باز کنم.

    پوزخندی روی لبم می‌نشیند.

    البته که از خانه ی یک پلیس هم انتظار کمتری نمی‌رفت.

     

    اما کور خوانده است

    هر چه قدر هم میخواست، می‌توانست برای درش قفل بگذارد.

    شده تا صبح عرق میریزم اما این در مزخرف را باز میکنم.

     

    در مزخرف برای یک آدم مزخرف.

     

    با به یاد آوردن چهره اش اخم هایم بیشتر درون هم فرو میرود و زیر لب فحشی نثارش میکنم.

     

     سعی میکنم صورت جذابش را از ذهنم بیرون کنم. اما موفق نمیشوم

     

    چشم های نافذ مشکی اش و آن اخم ریز روی پیشانی اش.. در حالی که بازوی پدرم را می‌فشرد 

    همه اش...

    برایم انزجار آور است.

     

    از کلنجار رفتن با قفل خسته میشوم اما هنوز سنجاق را با تحکم و البته عصبانیتی که سعی بر کنترل آن دارم درون قفل تکان میدهم.

     

    که سر انجام در با صدای کلیک آرامی باز میشود.

    نفس حبس شده ام را بیرون میدهم.

     

    و با احتیاط بوت مشکی ام را داخل خانه قرار میدهم

  2. درود چطور میتونم پارت بعدی رو منتشر کنم؟کار با سایت جایی آموزش داده نشده؟
  3. نام رمان: بی مهابا نویسنده: الا | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، جنایی، همخونه‌ای، بزرگسال معنایی خلاصه: ایوا، دختری که از کودکی دزدی را از پدرش آموخته، حالا برای نجات او دست به آخرین سرقتش می‌زند. هدفش، خانه‌ی پلیس وظیفه‌شناسی است که پدرش را دستگیر کرده. اما آنچه قرار بود فقط یک دزدی ساده باشد، به رازی ختم می‌شود که زندگی ایوا و مرد صاحبخانه را برای همیشه تغییر می‌دهد...
×
×
  • اضافه کردن...