-
تعداد ارسال ها
2 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط nadoa
-
#پارت1 به همون چشمای همیشگی خیره شدم قرار نبود نگاهش به من این باشه سرد؟نمیدونم...هیچی ازش نمیفهمیدم نگاهش خالی بود و فقط حس سردی بهم میداد لبم رو توی دهنم جمع کردم _بهم گوش بده... فقط نگاه میکرد و هیچی نمیگفت رفتم نزدیک و همونطور که نشسته بود از پایین بهم نگاه کرد لبخند لرزونی زدم -ما نمیتونستیم توماس! م..من نمیتونستم این کارو باهات کنم خودم به جهنم من برا تو نمی... لحظه ایی اون چشمای ناخواناش خوانا شد و ای کاش نمیشد نمیخواستم اون حس خشم رو تویه چشماش ببینم اون حسی که انگار ازم نفرت داشت! تویه جاش بلند شد تا خواستم عقب برم فکم رو تویه دست گرفت و توی صورتم زمزمه کرد -تو حق اینو نداشتی ! صداش اروم تر شد و بزور شنیدم -حق اینکه خودتو ازم بگیری نداشتی خیسی اشکام که دستاشو لمس کرد با خشم عقب رفت و لگد محکمی به صندلی زد فریادی زد که چشمامو محکم رو هم فشردم -تو حق اینکه بجای من تصمیم بگیری رو نداشتی لعنتی جلوییم رو با دست پس زدم و همینجور که از فشار جمعیت خودم رو رد میکردم روی ابنبات تویه دهنم فشار میاوردم با رسیدن به لیست خودمو جلو کشیدم سرم رو بالا گرفتم و به بالای لیست زل زدم با دیدن لیست دهنم از خنده باز شد که نزدیک بود ابنبات از دهنم بپره بیرون با یه حرکت هلش دادم تو دهنم خنده صدا داری کردم توجه بقیه هم به من جلب شد خودشه...نفر اول لیست اونم درست بعد از یکماه انتقالم به این مدرسه به جایگاه اسمم خوب نگاه کردم و لبخندم تبدیل به پوزخند شد نفر اول مدرسه از بین صدها دانش اموز نگاهم رو به اسمم پایین دوختم ...با دیدن اسمش پوزخندم غلیظ تر شد خیلی دوست دارم واکنشس رو ببینم وقتی یه دختر از یک مدرسه عادی امده و جاشو گرفته! جایگاه اسمت همینجاس پسر! با غرور موهای بازم رو با یه حرکت دست ،تو هوا پخش کردم و چرخیدم البته...از من انتظاری جز این نمیرفت نفر اول بودن! معلومه که نفر اول میشم و اون دوم تو این مدرسه دیگه کسی حق نداره اول باشه جز من حتی اون پسر که الان نفر دوم لیسته نمیتونه جای منو بگیره! بقیه خودکار راه رو برام باز کردن پوزخند مغروری زدم بله که باید باز کنید سرم رو بالا گرفتم و با عشوه راه افتادم ناگهان نگاهم به ته راهرو انسانی دانش اموزا افتاد اهان ...درسته! راه رو برا اون باز کرده بودن! غرور،سردی،ابهت و.. و ...و ...کلیشه ایی! پسر کلیشه ایی این مدرسه! حرصی نگاهش کردم اما لحظه ایی بعد پوزخندی روی لبم نشست اوه امده لیست رو ببینه؟ بهتر بیا و ببین با غرور سمتش رفتم و با چرخوندن چشمام با تحقیر بهش خیره خیره رفتم سمت لیست قدم برداشت انقدر بهش زل زدم که توجهش به من جلب شد با پوزخند تحقیر امیزی دستم رو نمایشی تاب دادم و راه رو براش باز کردم برو و جایگاه اسمت رو ببین توماس! اهمیتی به حرکتم نداد و از جلوم رد شد و پسر پشت سرش! اوه خوزه ... اون پسره احمق قبل از رد شدنش تنه ایی به بدنم زد که ابنبات از دهنم پرت شد بیرون! لبم رو گاز گرفتم تا حرصم رو با تن صدام خالی نکنم اون الان رسما به منی که یک دخترم تنه زد دهه بیستیم ما ... پس احترام و جنتلمن بودن و شعور کجاست؟ بارسیدنش به لیست به بالای لیست نگاه کرد دستم که به شونم بود افتاد اماده فحش دادن بودم ولی...چه نیازیه؟ اسمم اون بالا بزرگترین فحش بهشون بود دوباره پوزخند زدم الان اسم من رو دیده بدن کج شدم در اثر ضربه رو صاف کردم و در ادامه صاف کردن لباسم با غرور وایستادم توماس سمتم چرخید و سمتم قدم برداشت سرم رو بالا گرفتم تا سمتم بیاد خودشه!بیا اینجا نفر دوم ولی میخوای چیکار کنی؟چیکار میتونی بکنی؟ یک ماه جون کندم و الان این لحظه لعنتی ...اینو میخوام مشتاق به قدم هاش زل زدم و نگاهم که بالا رفت به صورت خالی از حسش رسید انقدر برای ری اکشنش شوق داشتم که متوجه فاصله زیاد از حد کممون نشدم وقتی میفهمه مثل همیشه اول نیست!! درست همین لحظه! شایدم میخواد منو بزنه چرا که نه؟بعد دو سال نفر اول بودن من امدم و جاشو گرفتم معلومه که حسودیش میشه! شایدم ازم بخواد تو درساش کمکش کنم اگه بخواد چی؟معلومه که قبول نمیکنم من سرم شلوغه! شاید یکم تو فیزیک کمکش کردم منتظر و مغرورانه دست به سینه واستادم نزدیکم که شد دهنم رو باز کردم _متاسفم اما من وقت ندارم تو درسات... بی توجه بهم از کنارم رد شد که چشمام گرد شد با تعجب چرخیدم اون...اون؟اون الان منو ایگنور کرد؟ هه...شوخیه دیگه نه؟من نفر اول لیست شدم دیگه مگه نه؟ اخمام توهم رفت و رفتم سمت لیست تا دوباره چکش کنم (انا رز توماس مورفین خوزه شیفر هانا ترزا) درسته نفر اولم و اون دوم پس چرا جوری رفتار میکرد انگار هیچی نشده اون مثل همیشه اوله؟ با حرص چرخیدم سمت دانش اموزا که بهم خیره بودن دامنم رو تو مشتم فشردم و با قدم های محکم از اونجا دور شدم اون توماس لعنتی چشمام رو چرخوندم فکر کرده کیه؟ نفر دوم بازنده احمق خنده عصبی کردم _نفر دوم بازنده برای من قیافه میگیره خودم رو باد زدم و وارد کلاس شدم با باز شدن کلاس نگاه بقیه رو من نشست اهان درسته من هنوزم نفر اولم و همه اینو میدون اروم باش انا رز نفس های بلند و عمیق کشیدم تا صورتم از حالت حرصی و قرمز دربیاد نفر اول مدرسه بودن یعنی مرکز توجه بودن پس... درسخوندن کافی نیست من باید هر حرکتم جذاب باشه! با چرخی به سرم موهام رو پس زدم و با عشوه سمت صندلیم قدم برداشتم درسته نفر اول منم نه اون توماس برای بار هزارم نفر اول بودنم رو تو ذهنم به خودم گوشزد کردم و میدونستم بار اخر نیست با عشوه دامنم رو صاف کردم و روی صندلیم نشستم الان میخوان بیان پیشم ازم کمک درسی بخوان؟ اوه نه متاسفم من سرم شلوغه شاید یکم فیزیک کمکتون کنم ادامسی از کیفم بیرون کشیدم و تو دهنم انداختم کمی کتابام رو جابه جا کردم اوکی هنوز خیره شدن بهم؟ حق دارن تعجب کردن حتما؟ چرا انقدر زیاد خیره ان؟ نگاهم به هانا نماینده کلاس افتاد که داشت میومد سمتم او اولین شاگردم امد هانا؟نماینده کلاس ازم کمک درسی میخواد؟ دستم رو جلو دهنم گرفتم و بیصدا خندیدم ببخشید اما من سرم شلوغه هانا خوشگله به صندلیم که رسید دهنم باز شد _اوه هانا متاسفم اما من سرم شلو... _انا رز دفتر تورو میخوان دهن بازم بسته شد یعنی چی؟یعنی کمک درسی نمیخواد؟یک دقیقه؟دفتر؟؟منو میخوادد سریع تو جام پریدم دفتر ؟دفتر براچی؟ اهان لبخند گشادی رو صورتم نشست حتما میخوان ازم تا برای دانش اموزاشون کلاس خصوصی برگزار ادامسم رو چلپ چلپ جوییدم که قیافه هانا توهم رفت تا خواستم چیزی بگم با دور شدن هانا ازم دهنم باز موند و حرفم توش ماسید وات؟ دختره حسود! حتما به موفقیت هام حسودی میکنه... پام رو روی زمین کوبیدم و با حرص از کلاس زدم بیرون چرا انقدر این دانش اموزای فاکی بهم زل میزنن اه صدای بلندگو تو مدرسه پیچید _انا رز بیا به دفتر اخمام توهم رفت و با فشار به ادامسم قدم های محکم برداشتم چه خبره؟یکبار به هانا گفتن دیگه قدم هامو تند تر کردم تا قبل از تلف شدنشون به دفتر برسم با شنیدن صدایی توی جام میخکوبشدم _انقدر خنگی که حتی نفر سوم یا چهارم نه نفر اول شدن رو انتخاب کردی دوباره دوباره دوباره! اون مگس مزاحم با صدای مثل ناقوس مرگش!مثل عذاب مرگ من میموند و توی این یک ماه تا حد امکان روی تک تک نورون های مغز من راه رفته بود خیلی هم فجیح! پاهامو چرخوندم و پشت سرم تابیدم ولی نگاهش نکردم اون مگس عوضی.. همیشه خدا احساس میکنه این مدرسه دور این و دوست احمق نفر دومش میچرخه البته که میچرخه!!! اینجا فقط پره از دانش اموزای احمق که چشم و گوششون جلوی اینا بستس اون از تنه ایی که جلوی لیست بهم زد و این از حرفاش... قبل از دیدن اسمم بالای لیست اصلا منو نمیدید بهتره بگم من رو مهم نمیدید! با تیکه های جنسیت زدش. اون تیکه هایی که یک دخترم ازش در امان نبود! چشم چرخوندم و نگاه بی حس و بی خیالمو به عامل این همه فحش تو ذهنم دادم خوزه شیفر! پوزخندی زدم _اوه خوزی هانی...نفر سوم و چهارم شدن کار توعه من به جز نفر اول شدن به چیزی عادت ندارم براچی مزاحمم میشی؟ تو به ثانیه دهن باز کرد جواب بده که یکهو خندم گرفت _اهان چ کمک درسی میخوای؟متاسفم خوزه هانی اما من فعلا سرم شلوغه اما اگه بخوایی تو فی... با صدای قهقه خوزه صدام قطع شد تا اخمام توهم رفت بالافاصله صدای خانوم هادسون امد _انا رز بیا داخل خانوم هادسون بعد از گفتن این جمله دم دفتر داخل شد و من حرصی نگاهم رو از خوزه گرفتم و لحظه ورودم به دفتر صدای نحس خوزه به گوشم رسید _یک ماه نیومده به مدرسه اخراج شدن انتظارتو میکشه رز گیسوکمند اخمام تو هم رفت اخراج ؟منظور فاکیش چی بود؟دوباره از شوخی های خرکی و احمقانش گرفته؟ زیر لب داشتم به خوزه فحش میدادم و حواسم نبود هنوز کجا وایستادم _انا رز چیکار میکنی بشین صدای نحس خانوم هادسون صدای قشنگ ذهنم رو قیچی کرد با چنگی که به موهام زدم رفتم رو صندلی نشستم با غرور سرم رو بالا گرفتم _اوه خانوم هادسون عزیزم...لطفا سریع باشید میدونید که سرم شلوغه نفر اول بودن و این داستانا با عشوه موهام رو بالا زدم خانوم هادسون که دستاش رو تویه هم قفل کرده بود بهم خیره شد چیه؟چرا بهم خیره شده _انا رز صدای جدیش یکم تن و بدن ول شده ام رو جمع کرد و باعث شد با سرفه ایی جدی رو جام بشینم _ب...بله خانوم هادسون _انا رز ما انتقالی تورو برای این مدرسه برای توصیه اقای ژاک قبول کردیم اخمام کمی توهم رفت شما غلط کردین ! من خودم درسم خوبه فقط تو این مدرسه خصوصی لعنتی با شهریه ایی که داره نمیتونستم بدون پارتی بیام پولش رو نداشتم! _یک ماه بیشتر از انتقالی تو نمیگذره و تو نفر اول شدی درسته؟ بیخیال از حرف قبلش لبخندم باز شد _اوه درسته خانوم هادسون _درسته...یکم ماه درسته هنوز تو نیمه اول مدرسه اییم اما تو ماه اول مدرسه هارو نبودی و حتی با وجود انتقالی گرفتنت نفر همیشه اول مدرسه مارو یعنی توماس مورفی رو کنار زدی و اول شدی توماس رو که میشناسی هر ساله تو المپیاد مایه افتخار ماس ذوق زده از این همه تعریف سرخ شدم لیاقتمه چون! خنده ایی کردم و خودم رو باد زدم _اوه خانوم هادسون خجالت زدم میکنید توماس؟اها اره میشناسمش اما واقعا کنار زدنش کاری برام... _انا از بحث های افراطی پرهیز کنیم زنیکه رو .خودش بحث توماس بازنده رو شروع کرد _انا متوجه ام که ماه اول و تو مدرست رو عوض کردی و از دوستات و همه جدا شدی و اینجا؟مدرسه گابریله و همه ادم های باهوش با سطح بالا درس میخونن و همه میخوان همون اول ورودشون به اینجا بقیه رو تحت تأثیر قرار بدن درکت میکنم نیشم کمی جمع شد چی داره میگه این؟چه ربطی داره _اما این راهش نیست انا میتونستی با مشاور مدرسه در موردش صحبت کنی تا کمکت کنه چی؟چی داره میگه این زنه یعنی چی؟نمیتونم نفر اول باشم؟یه دقیقه نکنه؟ _انا رز ما اینجا یه مدرسه قانون مندیم و نمیتونیم همچین چیزایی رو نادید بگیریم مخصوصا تویه ازمون ماهانه که اهمیت زیادی برای همه داره تو نمیتونی زحمت بقیه رو نادید ... از جام پریدم و با جیغ گفتم _منظورتون چیه خانوم هادسون خانوم هادسون شوکه از ری اکشن من اخماش توهم رفت _انا رز دارم بهت میگم اینجا جای تقلب نیست و تو حق نداری با تقلب نفر اول بشی و بقیه دانش اموزا نسبت به این اعتراض دارن
- 2 پاسخ
-
- عاشقانه،درام
- کمدی
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
نام رمان: رقیب لعنت من نام نویسنده: nadoa ژانر: عاشقانه، درام خلاصه: داستان حول محور رقابت چند دانش اموز در مدرسه بین المللی گابریل است که در کنار جوشش حرص و طمع پا به مسیر هایی از احساسات میزارن انا رز دختریه که با حرص و طمع زیاد هرکاری برای اول شدن داخل مدرسه رویاهاش میکنه . هرکاری... از جمله کنار زدن نفر اول مدرسه یعنی توماس مورفی!
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- عاشقانه،درام
- کمدی
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :