رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

نازی لا

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    2
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط نازی لا

  1. نازی لا

    روح بازگرد

    تا میتوانم خورده‌ام تا میتوانم دیده‌ام جانی نمانده در بدن تا من زنم دستی به دف روحی ندارم من دگر تا من قلم گیرم به دست رنگی کنم بوم سفید شاید که بازآید به من روح نحیف و سبز من
  2. به هر کس که پرسید احوال تو را گفتم ای هست ولی نیست کنار من همه گفتند چرا غمگین نیستی چرا آشفته نیستی گفتم فراموش کرده ام یاری داشتم مگر؟! به هر کس که رسیدم بازگو کردم تو را آن همه چشمان براق بهت زده نگاه کردن مرا اندکی سمت من اندکی سمت تو جنگی شروع شد میان من و تو نه جوابی دادی نه خبر داری از احوالم برای تو نوشتم نامه‌ی آخر را اما ترسیدم از تو از خشم تو نامه را سوزاندم گفتم بسوز و خاکستر شو بر قلبم تا باد بیاد و ببرد خاکسترت بعد از سالی باز برایت نوشتم حال تو خوب باشد خوش باشی تا ابد ولی پاسخت تلخ پر از کینه پر از خشم کاش از اینها میگریستم ولی اشکم برای خودم بود که نپرسیدی حال تو چطوره نگفتی تا ابد خوش باشی نگفتی خداحافظ...
×
×
  • اضافه کردن...