-
تعداد ارسال ها
165 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
4
تمامی مطالب نوشته شده توسط Ario Seoda
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
#Part 26 ویسم بسته بود! وگرنه اینارو میشنید منم دلم خنک میشد؛ متاسفانه نمیشد فحشهای مورد نظر استفاده کرد چون بچه تو دوئل بود، با زحمت عر کشیدم: - ساواش زنگ بزننن! دیدم جواب نمیده که از گیم زدم بیرون و بهش زنگ زدم، جواب نداد حیوون! - « مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد، لطفا بعدا تماس بگیرید. » اس دادم: - « ببین من رو ساواش، آنیل نیستم اگه... » پیامم نصفه موند، ساواش پیام داد: - « یه سریا فشاری شدن؟ » فایده نداشت، نمیتونستم فشارم رو با اس ام اس خالی کنم؛ دوباره زنگ زدم که بعد از اینکه آخرین بوق زده شد ثانیه آخر جواب داد؛ صدای ریلکسش رو شنیدم: - بله؟ داد کشیدم: - ساواش! از شدت حرص نفس نفس میزدم، ادامه دادم: - تو... خیلی... حرفم رو قطع کرد و دوباره ریلکس ادامه داد: - خیلی جذاب؟ زیبا؟ کراش؟ هات؟ داد کشیدم: - بزنم تورو... دوباره حرفم رو قطع کرد و گفت: - ام... داری وقتم رو میگیری، میخوام برم... این سری خودم حرفش رو قطع کردم و داد کشیدم: - تو شب کم کمش تا ساعت چهار صبح بیداری، زر نزن! با صدای آرومی گفت: - میخوام امشب زود بخوابم. دیگه داشتم روانی میشدم، این تهش بود؛ تا ده ثانیه دیگه منفجر میشدم. با همون صدای ریلکس گفت: - خب دیگه اگه کاری نداری قطع میکنم. نفس عمیقی کشید و گفت: - یکم درگیری داشتم؛ تو هم پسفردا میری برای استارت کارت. صدای قلوپقلوپ خوردن آب از جانب ساواش میومد. صدای نفس نفسهای با حرص و بی هدف من بیشتر!- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
#Part 25 بعد از شستن ظرفهای توی سینک و چند تا کار جزئی دیگه دستهام رو با حوله خشک کردم و دوباره خودم رو روی مبل پهن کردم؛ به ساعت نگاه کردم، ساعت یک و نیم شده بود. ساواش معمولا این تایمها میومد کالاف بازی کنه، با فکرش لبخند شرورانهای زدم و خودم رو روی مبل جلوی تلویزیون شوت کردم. تلویزیون روشن بود، گوشیم رو روشن کردم و رفتم توی کالاف؛ که اینطور، ساواش آنلاینه! توی چت همهگانی رفتم و نوشتم: - « بچهها کسی میاد دوئل؟ حوصلم سر رفته. » توی پیامها چشمم دنبال پیام ساواش بود که بالاخره پیداش کردم، یه کلمه نوشته بود: - « پیوی » از اینجا فهمیدم خیلی عصبیه! داشتم جذب صحبت و دستورش میشدم که به خودم اومدم و دوباره تایپ کردم: - « کسی نبود؟ » چند نفر جواب دادن و تصمیم بر دوئل شد. بر خلاف انتظارم ساواش دوئل رو زد و بعد از چند تا اتفاق مربوط به گروهبندی، ساواش گروه مخالف من شد، لیدر گروه مخالف؛ منم لیدر گروه خودم شدم. قراره بزنم پارهت کنم ساواشعلی! *** آقا چشمتون روز بد نبینه! ساواش کلا عصبانیتش رو توی گیم خالی کرده بود، از همون اول رگباری بسته بود رو من! هی هدشاتم میکرد! ویسشم بسته بود یه کلمه هم حرف نمیزد فقط بهم بسته بود! هی پشت سر هم من رو میزد! دیگه آخرهاش هی عر میکشیدم: - ساواااش! بهم محل سگم نمیداد، فقط پر قدرتتر به جر دادن من ادامه میداد. راند آخره، این رو میب... ساواااش! هدشاتم کرددد! ازت متنفرممم! حالم ازت به هم میخورههه! چته وحشییی!؟ مگه اگه من رو هی هدشات کنی بهت جایزه میدن؟ دیگه طاقتم طاق شده بود... دیگه داشتم نمیتونستم!...- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
#Part 24 بعد از چند مین با اومدن فکر خبیثی توی ذهنم لبخند شیطنتآمیزی روی لبم شکل گرفت؛ دارم برات ساواش، میخوام با یه حرکت ساده تا خرخره حرصت بدم! خودمم نمیدونم چرا، ولی الان دوست داشتم رو مغز ساواش راه برم؛ به طوری که حرصش کاملا درآد! ظرف غذا رو توی سینک گذاشتم و در عین حال با یک حرکت تیشرت لشم رو از تنم کشیدم بیرون و توی ماشین لباسشویی که درش باز بود انداختم. خب، حالا با کامپیوتر نقشهمون رو اجرا کنیم یا با گوشی؟ کاری که میخواستم انجام بدم خیلی ساده بود و از طرفی باعث میشد ساواش از وسط نصفم کنه! نقشه این بود: میخواستم با بیمحلی ساواش رو اذیت کنم! حالا چطوری؟ با گوشی یا کامپیوتر میرفتم توی کالاف و بدون ذرهای محل سگ گذاشتن میریم بَتِل ( نبرد ) میزنیم و شانس باهامون یار باشه که ساواش توی بازی باشه! بعدش میفهمه از قصد بهش محل ندادم که با این اوصاف تصمیم بر جر دادن من میکنه و منم فرار رو بر قرار ترجیح میدم. اما در آخر تموم اینها نشون میده که من مرض دارم، همین! شروع به خوندن ریتم مزخرف و خیالی کردم و در عین حال با همون ریتم تا دم در دستشویی میرقصیدم! *** از همون اول با وجود پیاس فایو ( PS5 ) مشکل داشتم، درواقع مشکل اصلیم با دستهی پلیش بود. گوشیم رو به تیوی وصل کردم. با گوشی بازی میکردم ولی از صفحهی تلویزیون نگاه. دستم عادت کرده بود و با اینجوری بازی کردن راحت بودم. به ساعت نگاه کردم؛ ساعت دوازده بود. نه هنوز زوده! گوشی رو روی مبل شوت کردم و دوباره رفتم آشپزخونه تا ظرفهای قبلی رو بشورم! توجه داشته باشید که من هیچوقت ظرف نمیشورم! میندازم توی ماشین ظرفشویی؛ ولی برای سکته دادن ساواش همین دلیل کارسازه! زمزمه کردم: « خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل... » [ خانوم گل | ابی ] و شروع به شستن ظرفهای توی سینک کردم.- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
#Part 23 فکرهای مزخرفم رو با یه آهنگ فراموش کردم؛ بعد از ساواش همیشه همدمم آهنگ بود. همینطور که نودل میخوردم آهنگ رو پلی کردم: [ برسون خودتو | ده دان ] « ﺑﻴﺎ ﻛﻪ ﻏﻢ آواره روم ﺑﻴﺎ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺑﺪم ﺑﺮای ﺗﻮ آوازه ﻗﻮ ﺑﺒﻴﻦ ﺷﺪم اﺳﻴﺮ ﺗﻮ اﺻﻠﺎ ﺑﻴﺎ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺷﻮ ﺗﻮ ﺑﺎز ﻣﻨﻮ آﺗﻴﺶ ﺑﺰن ازم ﻧﮕﻴﺮ ﺣﺮﻳﻘﺘﻮ ﻣﻨﻢ ﺷﺒﺎم ﻋﺠﻴﺒﻪ ﭼﻮن ﻧﻤﻴﺪوﻧﻢ ﻣﺴﻴﺮﺗﻮ ازم ﻧﭙﺮس دﻟﻴﻠﺸﻮ ﻓﻘﻄ ﺑﻴﺎ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ اﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ اﮔﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻪ دﻧﻴﺎی دﻳﮕﻪ ﻣﻴﺎم ﭘﻴﺸﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻴﺎ ﻛﻪ دﻳﻮوﻧﮕﻰ اﺳﻢ رﻣﺰ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺗﺎ ﻧﺸﺪم ﻏﺮق ﻳﻪ ﺟﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ اﺷﻜﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺎدش از ﭼﺸﺎم ﺑﺮﺳﻮن ﻛﻪ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ی ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎم ﻣﻴﺪوام ﻫﻨﻮ دﻧﺒﺎل ﺳﺮاب رد ﭘﺎت ﺗﻮ ﺑﺮﺳﻮن ﻗﻠﺒﻢ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪه ﭘﻴﺸﺖ از وﻗﺘﻰ رﻓﺘﻰ آروم ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﮔﺮد ﻛﻪ ﺻﺪاﻣﻮن ﺑﭙﻴﭽﻪ ﺗﻮی ﺟﺎده ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎرون ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺑﺰﻧﻪ راﻫﻤﻮن ﻳﻜﻰ ﺷﻪ ﻧﺬار ﺑﮕﻦ ﻳﻪ ﺧﻮاب ﺑﻮد ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ اﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ اﮔﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻪ دﻧﻴﺎی دﻳﮕﻪ ﻣﻴﺎم ﭘﻴﺸﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻴﺎ ﻛﻪ دﻳﻮوﻧﮕﻰ اﺳﻢ رﻣﺰ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ » بعد از تموم شدن آهنگ توی فکر فرو رفتم؛ دِ آخه یکی نیست بگه مگه شکست عشقی خوردی انقدر از این آهنگها گوش میدی؟ اصلا اون هیچی، کی برسونه خودش رو؟ اصلا کی هست که برسونه خودش رو آخه!؟ ولی بین خودمون باشهها، آهنگهایی که من گوش میدم تکه! حالا یه جوری با اعتماد به نفس میگم انگار خودم خواننده بودم، آهنگ رو خوندم! نوشابه رو تا تهش کشیدم بالا و بعد دوباره به گوشی خیره شدم؛ جواب پیامهای ساواش رو الان نمیدم، میخوام حرصش بدم حرص!- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
#Part 22 پیامها همینطور ادامه داشت. تا اون باشه وقتی دارم از بدبختیهام براش میگم قهقه نزنه! تلویزیون رو روشن کردم و یه فیلم گذاشتم که ببینم ولی لعنتی همش فکرم درگیر ساواش بود! یعنی الان نگران من بود؟ نه بابا! امکان نداره... صدایی توی ذهنم گفت: - اگه ساواش با تموم خوبیهاش... تورو به چشم دوست نگاه نکنه چی؟ صدا رو پس زدم و خودم جواب خودم رو دادم: - من تا حالا از نزدیک ندیدمش، اونم همینطور! یکم از نوشابه رو خوردم و لب زدم: - چطوری میتونه عاشق من بشه؟ من حتی از خودمم متنفرم! نگاهی به اوپن، که روش قرصهای ضد افسردگی بود، کردم و با تنفر ادامه دادم: - اگه اون قرصها نبود خودم رو کشته بودم، پس خفه شو! من حالم از خودم به هم میخوره، اونوقت تو فکر میکنی کس دیگه ای میتونه من رو دوست داشته باشه! صدا جوابم رو داد و گفت: - کی تو رو نگه داشت؟ کی بهت امید داد؟ کی از اول با تو بود؟ جواب همهی این حرفها یه کلمه بود: - ساواش! چشمهام رو محکم و با نفرت بیشتری از خودم بستم و دوباره باز کردم؛ انگار که خود درگیری داشته باشم جیغ کشیدم: - خفه شو، خفه شو، خفه شو! نمیتونم به ساواش به چشم چیز دیگه ای غیر از داداشی و دوست نگاه کنم؛ پس دهنت رو ببند! به رامیون روی میز نگاه کردم، باید یکمش رو میخوردم، اگه ساواش میفهمید باز... ساواش؟... تو بخاطر ساواش داری زندگی میکنی؟ آره... بخاطر ساواش دارم زندگی میکنم!... اگه ساواش نبود چندین بار قبلتر خودکشی کرده بودم. باید ازش تشکرم بکنم!... بابت وجودش...- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
#Part 21 نودل رو توی آبجوش انداختم و سس تند و موادش رو داخلش خالی کردم؛ حس تندی اون لحظه به معده درد بعدش میارزید! تخممرغ رو درسته توش خالی کردم و قارچ ورقه شده و هویج خلالی رو هم بهش افزودم. بعد از چند دقیقه حسابی بوش در اومده بود. نودل رو کامل توی کاسه خالی کردم و روی میز تلویزیون گذاشتم. دوباره به سوی آشپزخونه رفتم، سه تا پنیر ورقهای گودا رو برداشتم. از بین نوشابههای قوطی یکیش رو انتخاب کردم. سپس به سمت حال برگشتم و روی مبل لم دادم که چشمم به گوشیم خورد؛ پیامکی از طرف ساواش! پنیر گوداها رو روی نودل ها انداختم و منتظر موندم تا کمی خنک بشه. در همون حین فضولیم گل کرد؛ یعنی ساواش چی نوشته بود؟ گوشیم رو روشن کردم که دیدم ساواش بیست و هفت تا پیام داده. بازشون کردم. یکییکی پیامها رو خوندم. - دختر کجا رفتی یهو؟ برگرد ببینم چیکار کردی! - بچه چرا جواب نمیدی؟ - آنی! با توعمها! - آقا عذرخواهی من رو میخوای؟ من عذر خواهم! حالا بیا جواب بده! - چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟ - دیگه داری نگرانم میکنی! - ده بچه لابد یه کاری دارم که زنگ میزنم دیگه! - یعنی من اگه پیش تو دیگه خندیدم، پوکر میشینم. - بیجنبه! - آخه من که میدونم تو نمیتونی صبر کنی تعریف کنی! - حالا اگه تو یه بار زنگ میزدی من جواب نمیدادم کلم رو میکندی. - باشه دختر به هم میرسیم! بالاخره که بهم زنگ میزنی، مسیج میدی! - زندهای؟ - داری میترسونیم! - چقدر خودت رو نگه داشتی حرف نزنی؟ - باشه اصلا حرف نزن! - آنی یه نشونهی حیات بده از خودت! - اصلا فحش بده بهم فقط جواب بده!- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
گالری رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در عکس شخصیتهای رمان
نام رمان: لاوشات نام نویسنده: ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز خلاصه: آنیل، دختری که گذشتهی بدی داشت اما به سختی از اون گذر کرد و نقابِ خوشحالی به چهرهش زد و گیمر و یوتیوبری معروف شد؛ طوری که با گیمپلی بینقصش شناخته میشد. روزها رفتن و گذر کردن تا اینکه آنیلی که به عشق و عاشقی اعتقاد نداشت و اون رو مورد تمسخر قرار میداد؛ از یه پسر لاوشات خورد. اما در همون حوالی، گذشتهای که آنیل سعی میکرد اون رو نادیده بگیره، با حوادث آیندهش آمیخته شدن و نقابش رو شکستن. مقدمه: کمپ، تارگت، شلیک! به همین راحتی از اسنایپرِ عشق، لاوشات میخوری. -
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
@هانیه پروین اسپم- 44 پاسخ
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Ario Seoda پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)