رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

Zahraxzk

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    10
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

آخرین بازدید کنندگان نمایه

359 بازدید کننده نمایه

دستاورد های Zahraxzk

Newbie

Newbie (1/14)

  • Conversation Starter
  • Week One Done
  • One Month Later

نشان‌های اخیر

0

اعتبار در سایت

  1. نویسنده‌ی محترم رمان «دفتر خدمات انتقام شخصی»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهد شد.

  2. نویسنده‌ی محترم رمان «دفتر خدمات انتقام شخصی»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهد شد.

  3. سکوت،
    گاهی از فریاد بلندتره...
    یه نگاهِ خالی،
    یه لبِ دوخته،
    یه اتاق که فقط صدای نفس‌هاتو پس می‌ده.

    تو سکوت، همه‌چی گفته می‌شه
    بی‌هیچ کلمه‌ای…
    و من،
    سال‌هاست با همین بی‌صدا گفتن‌ها
    زندگی می‌کنم،
    و هیچ‌کس
    نفهمید
    چقدر
    درد کشیدم.

  4. سکوت،
    گاهی از فریاد بلندتره...
    یه نگاهِ خالی،
    یه لبِ دوخته،
    یه اتاق که فقط صدای نفس‌هاتو پس می‌ده.

    تو سکوت، همه‌چی گفته می‌شه
    بی‌هیچ کلمه‌ای…
    و من،
    سال‌هاست با همین بی‌صدا گفتن‌ها
    زندگی می‌کنم،
    و هیچ‌کس
    نفهمید
    چقدر
    درد کشیدم.

  5. نام رمان: دفتر خدمات انتقام شخصی نویسنده: سید شوخی (A.K) ژانر: طنز تلخ، کمدی سیاه، اجتماعی و کمی عاشقانه خلاصه: یه پسر بی‌کار و فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی، بعد از کلی تلاش برای پیدا کردن کار، بالاخره یه راه خلاقانه پیدا می‌کنه: یه دفتر کوچیک راه می‌ندازه با عنوان "دفتر خدمات انتقام شخصی" شعارش هم اینه: "ما با کمال ادب، از طرف شما حال اطرافیانتون رو می‌گیریم!" مردم می‌تونن بیان و با پرداخت یه مبلغ، به صورت کاملاً قانونی و محترمانه سفارش انتقام بدن. ولی نه انتقام خونین و خشن! اینجا انتقام‌ها شیک و تمیزن، مثلاً: خراب کردن سخنرانی استاد مزاحم دانشگاه که نمره نداد، با یه اشتباه فاحش در پاورپوینتش! درست کردن یه قرار جعلی عاشقانه برای رئیسی که همه رو اذیت می‌کنه پخش کردن صدای آواز در حمام یکی از بچه‌های خفن مدرسه توی مراسم جشن و یا حتی فرستادن پیتزای اضافه‌پنیر برای مزاحم تلفنی‌ها با یادداشت: «لبخند بزن، دوربین مخفیه!» ولی هرچیزی هم که بگوئید، این انتقام‌ها نمی‌تونن دیگه خنده‌دار بمونن! کم‌کم اوضاع از کنترل خارج می‌شه. آدم‌های مرموز و عجیب‌الخلقه می‌آن، درخواست‌ها دیگه شوخی‌وار نیستن؛ همه‌چی جدی و خطرناک می‌شه. حالا نیما باید بین پول، اصول اخلاقی و خندیدن به دنیای بی‌رحم و پر از فساد، یکی رو انتخاب کنه… چون وقتی همه‌چیز تبدیل به یه شوخی تلخ بشه، حتی یه دفتر انتقام هم ممکنه صاحبش رو تو خودش هضم کنه!. مقدمه: ما تو دنیایی زندگی می‌کنیم که اگه یکی روی پات راه بره، مجبوری لبخند بزنی و بگی: «عیبی نداره عزیزم!» ولی خب... واقعاً هیچ‌چیز به اندازه یه انتقام حساب‌شده، اونم با چاشنی خلاقیت و ادب، حال آدمو جا نمیاره! من نیما‌م. یه جوون بی‌کار با مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و مغزی که بیشتر از کار، دنبال سوتی گرفتن از جامعه‌ست. با رفیقم نیواد، تو یکی از اون روزهایی که بیکار نشسته بودیم و عمرمون رو تاب می‌دادیم، به این نتیجه رسیدیم: اگه نمی‌تونیم دنیا رو بهتر کنیم، حداقل می‌تونیم حالشو بگیریم! اینجا بود که جرقه‌ی تأسیس دفتر خدمات انتقام شخصی تو ذهنمون خورد. جایی برای آدم‌های مظلوم، خسته، له‌شده زیر چرخ‌های زندگی... و البته برای افرادی که فقط دنبال خندیدن از یه انتقام تمیز و بی‌سروصدا بودن. ما قول می‌دیم هیچ‌کس رو نمی‌زنیم، نمی‌دزدیم، حتی صدا بلند نمی‌کنیم... ما فقط دقیق، خلاق، و مودبانه، حال اطرافیانتون رو می‌گیریم! ولی یادت باشه، اینجا ما انتقام می‌گیریم... نه با مشت، با خنده. در این رمان، شما با دنیایی پر از شوخی، اتفاقات خنده‌دار و لحظات غیرمنتظره روبرو خواهید شد. آماده باشید برای سفری که هرگز فکرش را نمی‌کردید و شاید در دنیای واقعی هیچ‌وقت جراتش را پیدا نکنید. این داستان انتقام، ماجراجویی و البته طنز است. ناظر: @sarahp
×
×
  • اضافه کردن...