رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

سونیام

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    0
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

4 دنبال کننده

درباره سونیام

  • تاریخ تولد 05/08/2007

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های سونیام

Rookie

Rookie (2/14)

  • Reacting Well
  • Week One Done
  • One Month Later

نشان‌های اخیر

12

اعتبار در سایت

  1. نویسنده گلمون چطوره؟

    1. سایه مولوی

      سایه مولوی

      سلام خوشگلم من خوبم تو خوبی؟

    2. سونیام

      سونیام

      خوبیم میگذرونیم 

  2. سلام بانو

    1. Kahkeshan

      Kahkeshan

      سلام سونیا خوشگله 

      چطوری خانم معمار

    2. سونیام

      سونیام

      سلام خانم پرستار خوبیم میگذرونیم 

      تو چطوری مادر؟

  3. سلام، به نودهشتیا خیلی خیلی خوش اومدین@_@

    از اینجا میتونید رمان نوشتن رو شروع کنید:

    تالار تایپ رمان

    1. سونیام

      سونیام

      ‌ 

      بالاخره خوب می‌شه،

      درست می‌شه،

      می‌رسيم،

      می‌بينيم، می‌خنديم

      قوی باش، خُب؟

    2. سونیام

      سونیام

      ‌ 

      در آغوش شب، وقتی ستاره‌ها با غم خاموشی خوابیده‌اند، دلم را به یاد تو سپردم، همچون پرنده‌ای که در قفس خاطراتش محبوس شده است. تو، که با یک نگاه، آسمان قلبم را با رنگ‌های عشق پر کردی و حالا، تنها سایه‌ای از تو در ذهنم باقی مانده است، مانند تصویری محو در آینه زمان. یاد آن روزهای شاداب، مثل بوی گل‌های بهاری در یادم می‌ماند، که در نسیم ملایم بهار به مشام می‌رسد، اما اکنون، قلبم در باغی خشک و بی‌ثمر سرگردان است، مانند درختی که در بیابان به دنبال آب می‌گردد. عشق تو، همچون شعری ناتمام، در دل صفحات زندگی‌ام جا مانده؛ هر بیتش را با اشک‌های بی‌پایانم می‌نویسم و هر روز، به یاد تو، یک خط جدید به آن اضافه می‌کنم. اما این شعر هرگز تمام نخواهد شد، چون تو هرگز به من برنمی‌گردی و من در این شعر بی‌پایان، تنها مانده‌ام، مانند قاصدی که در جستجوی پیامی گم شده است.

×
×
  • اضافه کردن...