رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

بربری

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    667
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط بربری

  1. بربری

    مشاعره

    هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت کندم قصد دل ریش به آزار دگر
  2. بربری

    مشاعره یک بیتی✍🏻

    یک جرعه می کهن ز ملکی نو به وز هرچه نه می طریق بیرون شو به
  3. با ترس و وحشتی که نسبت به ارواح حس میکرد تنش به لرزه افتاده بود کنترلی روی رفتارش نداشت. پاهاش با سرعت زیادی شروع به دویدن کرد بوی خون قربونی هایی که صبح کنار جوب ها کرده بودن هنوزم تو دماغش بود از وقتی یادش میومد با عید قربان میونه خوبی نداشت خصوصا کباب که هروقت میخورد بالا میورد چون همش گوسفندای سر بریده بدبخت جلو چشمش بندری میزدن انگار گوسفندای سر بریده قصد داشته باشن با اهنگای شمایل زاده برقصن. آب طالبی، تابستون، امپول، سوسک، مالیات
  4. بربری

    یک رمان خوب؟

    رمان موج نهم ، نبض خاموش، تاروت(عاشقانه ش به نسبت کمتره بیشتر اجتماعیه) رمان های خانم قائمی فر خصوصا رابطه و دختر خوب
×
×
  • اضافه کردن...