رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

تخته امتیازات

مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در 01/02/2026 در بروزرسانی وضعیت

  1. خیلی سخته خیلیم تلخه چیزایی که میخوای بگی اما میدونی ۹۹درثد آدما درک نمیکنن چون توی اون موقعیت نبودن، چون حسش نکردن، چون تجربه نکردن، چون روی بد زندگی بهشون نشون نداده، چون...
    1 امتیاز
  2. بلند‌ می‌شود همانطور که بارها انجامش‌ داد فقط هربار‌ پخته‌تر از قبل خانم‌شاید‌اینبار‌هم‌بلندشد!‌ چه جمله‌ی ترسناکی؛ دوباره بلند شد. انگار دوباره بیدار شد یا شایدم دوباره شد همون هیولایی که ۳سال و ۳ماه خوابیده بود. ایستاد وسط مسیر زندگی تنها! ناراحت! ساکت! مرموز! امیدوار! برنده! تیز.... حتی روی زمین نماند تا زخم‌هایش خوب شوند. به راستی یک زن بود! با زخم ادامه دادن اورا به اینجاکشاند. با خونی که میجوشید و بیرون می‌زد.... من که خوب میدانم قصد او چیست! با خون سیاه و تیره‌ای که از زخم هایش بیرون ریخته‌ بود زهر درست خواهد کرد. و انرا‌ به دشمنانش خواهد خوراند! بالاجبار بالاجبار بالاجبار! هیچکس از این زهر خونین و خوردن آن نمی‌تواند فرار کند. فقط باید منتظر باشید! او به سراغ شما خواهد آمد. نوبت توهم خواهد رسید. تک به تک به شما سر می‌زند. کمی مینشیند، تو با خود فکر می‌کنی پس زخمی که به او زدم کو! تو در تاریکی زدی و او در روشنایی‌ جبران خواهد کرد! خون همان زخم را برایت نوشیدنی می‌کند. قبل از فرشته‌ی مرگ خواهد آمد. حتما می‌اید..... ;Coming back soon
    1 امتیاز
  3. محبوبم من عاشق خوبی نیستم اما تو معشوق خوبی هستی به هرکی میگم آقای دال‌ره رو دوست دارم تحسینم میکنه.... و این همش بخاطر توعه! راستش ۴سال پیش که شناختمت فکرشم نمیکردم اینقدر دوستت داشته باشم که ۴سال بی‌وقفه دنبالت بدوم. ولی در کمال صداقت باید بگم من آخر راه، حالا که توی این جاده تاریک، نور آبادی رو دیدم جا زدم. من از این میترسم که دورت پره! دروغ چرا وقتی میبینم حتی دوستای خودم برای داشتند تلاش میکنن حس بدی بهم دست میده. من واقعا دوستت دارم بیشتر از خودم.... -خانم‌شاید
    1 امتیاز
  4. رو تو میشه حساب کرد با چشای بسته دوید -هیچکس 'از پلی‌لیست خانم شاید برای آقای دال‌ره
    1 امتیاز
  5. صبحت‌ بخیر محبوبم میدونستی هنوزم تنم از کتک هایی که بخاطر خوردم درد میکنه؟ و تو اینقدر بیخیال منی؟
    1 امتیاز
  6. دیگر خبری از طلوعی روشن نیست، آرزوها دفن شده در پستوهای تاریک ذهن.
    0 امتیاز
×
×
  • اضافه کردن...