Kahkeshan 802 ارسال شده در 25 خرداد، 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 خرداد، 2025 اثر: احساسات متناقض نویسنده: کهکشان ژانر: عاشقانه دیباچه: لباس بودنت را تازه به تن کرده بودم نامرد. خندههای گاه و بی گاهت رو آجر کرده و زندگی نکبت بارم را دوباره از سر میساختم. ورق های بر باد رفته دلم را جمع کرده بودم تا خاطراتمان را در انجا برای بعد هایمان به یادگاری بگذاریم. ولی تو با کلمه کلیشهای که این چند روز بیقرار جانم شده ریشه نفرت به دلم کاشتی! لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kahkeshan 802 ارسال شده در 25 خرداد، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 25 خرداد، 2025 از پشت پنجره خیالم هر روز به تماشایت مینشینم. برایت میخوانم از اعماق قلبم. نکند فکر کنی همینطوری هر چه به ذهنم میرسد را به زبان میاورم نه! دلتنگیهایم را یکییکی میشمارم بعد در باغچهی خیالاتم میکارم، با اشکهایم آبشان میدهم. هر وقت که جوانه زدند از آنها حرفهای دلم میچکد به دامانم و من آنها را برایت کنار هم میچینم و شعر میگویم. لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kahkeshan 802 ارسال شده در 12 تیر، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 تیر، 2025 منِ گداخته شده در تعشق چشمانت یاد گرفتهام نبودن هایت را در لابهلای تلخندهای زهرآگینم پنهان کنم و درد ناعلاج دلتنگی را از پشت پنجره خیالم که به تو ختم میشود اندکی تسکین دهم. لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kahkeshan 802 ارسال شده در 12 تیر، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 تیر، 2025 دلبر جانم گله مندم از تو! از یک مشت خاطرات پوسیدهات که خیال خاکستر شدن ندارند. اطرافم که خالی میشود پرنده خیالم باساز ناسازگاری مرا به گذشته همچو سیاهیِ پرهای کلاغ میبرد. اعتیادی سخت جانم را میفشارد، اعتیادی که از عشق و محبت موقتی تو سرچشمه میگیرد. و امان از آن پرنده خیال که مرا آنقدر در خاطراتت اسیر میکند تا احساس مغز دردی میکنم. لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kahkeshan 802 ارسال شده در 12 تیر، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 تیر، 2025 رفتی اما نرفتی. چشمانم پا گذاشنت را روی قلبم دید، دلم پا گذاشتنت را روی خودش حس کرد. زجههایم گوش فلک را کر کرد. دلم از رفتنت هر روز خاکستر میشود اما باز خیالت او را آتش میزند. بجای اشک از چشمانم خون میچکد. اما تویی دیگر نیست. لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری