ارسال شده در 25 خرداد25 خرد comment_6749 اثر: احساسات متناقض نویسنده: کهکشان ژانر: عاشقانه دیباچه: لباس بودنت را تازه به تن کرده بودم نامرد. خندههای گاه و بی گاهت رو آجر کرده و زندگی نکبت بارم را دوباره از سر میساختم. ورق های بر باد رفته دلم را جمع کرده بودم تا خاطراتمان را در انجا برای بعد هایمان به یادگاری بگذاریم. ولی تو با کلمه کلیشهای که این چند روز بیقرار جانم شده ریشه نفرت به دلم کاشتی! لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/803-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/ به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسال شده در 25 خرداد25 خرد سازنده comment_6750 از پشت پنجره خیالم هر روز به تماشایت مینشینم. برایت میخوانم از اعماق قلبم. نکند فکر کنی همینطوری هر چه به ذهنم میرسد را به زبان میاورم نه! دلتنگیهایم را یکییکی میشمارم بعد در باغچهی خیالاتم میکارم، با اشکهایم آبشان میدهم. هر وقت که جوانه زدند از آنها حرفهای دلم میچکد به دامانم و من آنها را برایت کنار هم میچینم و شعر میگویم. لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/803-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-6750 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسال شده در 12 تیر12 تیر سازنده comment_7413 منِ گداخته شده در تعشق چشمانت یاد گرفتهام نبودن هایت را در لابهلای تلخندهای زهرآگینم پنهان کنم و درد ناعلاج دلتنگی را از پشت پنجره خیالم که به تو ختم میشود اندکی تسکین دهم. لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/803-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7413 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسال شده در 12 تیر12 تیر سازنده comment_7414 دلبر جانم گله مندم از تو! از یک مشت خاطرات پوسیدهات که خیال خاکستر شدن ندارند. اطرافم که خالی میشود پرنده خیالم باساز ناسازگاری مرا به گذشته همچو سیاهیِ پرهای کلاغ میبرد. اعتیادی سخت جانم را میفشارد، اعتیادی که از عشق و محبت موقتی تو سرچشمه میگیرد. و امان از آن پرنده خیال که مرا آنقدر در خاطراتت اسیر میکند تا احساس مغز دردی میکنم. لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/803-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7414 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسال شده در 12 تیر12 تیر سازنده comment_7415 رفتی اما نرفتی. چشمانم پا گذاشنت را روی قلبم دید، دلم پا گذاشتنت را روی خودش حس کرد. زجههایم گوش فلک را کر کرد. دلم از رفتنت هر روز خاکستر میشود اما باز خیالت او را آتش میزند. بجای اشک از چشمانم خون میچکد. اما تویی دیگر نیست. لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/803-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7415 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
به گفتگو بپیوندید
شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: strong> مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.