رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
کارگاه آموزش رمان نویسی(ظرفیت 15 نفر) ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

اثر: احساسات متناقض

نویسنده: کهکشان 

ژانر: عاشقانه 

دیباچه:  لباس بودنت را تازه به تن کرده بودم نامرد. خنده‌های گاه و بی گاهت رو آجر کرده و زندگی نکبت بارم را دوباره از سر می‌ساختم. ورق های بر باد رفته دلم را جمع کرده بودم تا خاطراتمان را در انجا برای بعد هایمان به یادگاری بگذاریم. ولی تو با کلمه کلیشه‌ای که این چند روز بی‌قرار جانم شده ریشه نفرت به دلم کاشتی!

از پشت پنجره خیالم هر روز به تماشایت می‌نشینم. برایت می‌خوانم از اعماق قلبم.
نکند فکر کنی همین‌طوری هر چه به ذهنم می‌رسد را به زبان می‌اورم نه! دلتنگی‌هایم را یکی‌یکی می‌شمارم بعد در باغچه‌ی خیالاتم می‌کارم، با اشک‌هایم آبشان می‌دهم. هر وقت که جوانه زدند از آنها حرف‌های دلم میچکد به دامانم و من آن‌ها را برایت کنار هم می‌چینم
و شعر می‌گویم.

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
  • اضافه کردن...