رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر کل

بسم تعالی

روایت تاریخ شفاهی…

اونچه که از گذشته تا به الان در فرهنگ و هنر خصوصاً ادبیات نقش مهمی داشته.

ثبت دقیق واقعیت‌ها از دیدگاه شما نویسندگان است. چیزی که ما در ادبیات گذشته خودمون درش ضعیف عمل کردیم و تقریبا می‌شه گفت در قسمت ثبت وقایع جنگ جهانی اول و دوم در ایران تقریبا هیچ اطلاعات چشم گیری تحت عنوان آثار ادبیات در دست نداریم. آن هم درست وقتی که نویسندگان خارجی آثار فاخر و برجسته‌ای مثل آناکارنینا، دکتر ژیواگو و خیلیه دیگه رو به ثبت رسوندن. 

نویسندگان عصر معاصر ما تازه دارن به اون وقایع توی جنگ جهانی در ایران می‌پردازن و همچنان نمی‌شه اون خلع اطلاعاتی که بوجود اومده رو نادیده گرفت.

ما توی اون عصر و زمان نویسندگان فاخر و برجسته‌ای مثل صادق هدایت، بزرگ علوی و غیره رو داشتیم که مثلا صادق با نوشتن بوف کور استعدادش رو نشون داده و می‌بینیم در سطح جهانی مخاطب داره؛ متاسفانه به جنگ نپرداختند و شاید اون زمان درگیر پروژه‌های دیگه بودن.

البته حمله مغول و داستان طیمور رنگ و این جریانت رو نمیشه نادیده گرفت که خیلی از آثار ما از بین رفتن. مثلا ما میدونیم تاریخ بیهقی بیست و خفت جلد بوده که تنها یک جلدش برای ما باقی مونده.

در مقابل روایت و ناداستان‌هایی که از جنگ جهانی ماندگار شدن، گزارش‌ نویسی‌های اخبار گونه‌ای هست که تاریخ مصرف داشتند. مثلا ما برای رجوع خیلی کم پیش میاد به سمت گزارش‌های همینگوی از جنگ بریم. با این تفاوت که آثاریش که با داستان و ادبیات ادقام شدن موندگار شدن، مثل از جنگ تا دریا و یا وداع با اصلحه و…

ساده‌تر بخام بگم تنها چیزی که با تغییرات و گذشت زمان باقی می‌مونه و حتی ارزشمندتر می‌شه هنر هست. 

ما همچنان با گذشت سالیان و دست‌خوش تغییرات سعی در حفظ شاهنامه داریم. نقاشی‌ها و بناهای گذشته، منابعیه که برای حفظ هویت به اون‌ها رجوع می‌کنیم. سعی می‌کنیم خودمون رو به اون‌ها ربط بدیم.

حالا می‌رسیم به اصل بحث جنگ رمضان:

که چی‌شد، به مردم چی گذشت و روایت‌ها کجاست؟ ما باید ربط خودمون رو با اتفاقات پیدا کنیم.

برای مثال یه واقعه‌ای مثل اعدام صددام؛ در آن واحد دیدگاه و روایت سربازهای آمریکایی که اون رو گرفته بودن و برای اجرای حکم برده بودند، قبلا با صددام متحد بودند و درآن زمان دیگر در مخالف هم بودند چی می‌توانست باشد؟

دیدگاه و روایت نظامی‌های ایرانی که هشت سال با اون جنگیده بودند و حتی در حکومت‌های قبلی هم با او به مشکلات و جنگ کوتاه خورده بودند چی می‌توانست باشد؟

اون عراقیه شیعه چه روایتی ارائه می‌داد و عراقی اهل سنت چه دیدگاهی داشت؟

پس می‌بینید؟ زاویه دید و نسبت شما با سوژه‌ای که از اون می‌خوایید روایت کنید خیلی مهمه.

یه عکاس جنگ زاویه دیدش توی عکس مشخصه، یه گرافیست با چندتا عکس به راحتی می‌تونه یه اثر هنری خلق کنه با یه شاعر خیلی سریع‌تر می‌تونه به خلق شعر برسه، ولی کار ما نویسنده‌ها سخت‌تر هستش. این ساخت و پرداخت روایت، از دیدگاهی که به ما مرتبط بشه و دراومدنش خیلی مهمه.

ربط خودتون رو پیدا کنید و از کنار سوژه‌های شهرتون راحت نگذرید.

ما درگیر جنگی شدیم که هیچ وقت قبلا توی تاریخ اتفاق نیوفتاده بود. از درگیری و تقابل یک کشور با چندین کشور بگیر… تا ملزومات جنگی که حتی محل بحث جنگ هشت سالمون نبوده. ما درگیر جنگی بودیم که با دشمن هیچ مرز زمینی نداشتیم. کشته شدن سران کشور و حضور مردمی که کشور رو رهبری کردن گرفته تا دلهره آمدن جنگنده‌ها. همه چیز باید در تاریخ بماند و جور این رو ما نویسنده‌ها باید بکشیم.

گزارش و خبر تاریخ مصرف داره و مثل جنگ جهانی دومی که ما جز اطلاعاتی مثل وقوع قحطی و حقارت مردم ازش چیزی نداریم. از حالات و رفتار مردم خبری نداریم…

رفتن و دیدن بناهای تخریب شده خیلی مهمه. شاید چند ماه دیگه اون محل دیگه بازسازی شده باشه. بازدید خیلی کمک کننده و الهام بخشه.

ناداستان به نسبت داستان فقط یک نا بیشتر داره. روایت مستند واریست که نظر و زاویه دید و دیگاه شما درش خیلی دخیله و شما نمی‌تونید زیاد توش دست ببرید. پس سعی کنید ربط خودتون به این جنگ رو پیدا کنید و حتما دست به قلم بشید و برای ثبت در تاریخ بنویسید.

 برای مثال ربط من چیه؟ چرا رفتن اون خونه تخریب شده توی بلوار پیاده روی پارک محلمون رو دیدم؟ چون من و دوست صمیمیم نسترن چند سال پیش هروز بعد از کار اونجا راه می‌رفتیم و کلی داستان داشتیم. مثلا یبار چندتا بچه مدرسه‌ای که ازمون چندین سال کوچیک‌تر بودن گیر داده بودن با ما دوست بشن. یا یه زمانی بعد از هر شکست بزرگ توی زندگیمون به اون پارک می‌رفتیم. حالا یه همچین جای پر مخاطره ای ترکیده…

چندتا خونه توش آسیب دیدن که بعضیاشون مخالف صد در صد سیاست‌هایی هستن که الان توی کشور حاکمه. تعدادی می‌گفتن یه خونه افکارشون نزدیک‌تر بوده و یه خونه میانه رو بودن… خب همینه، وقتی یه اتفاقی میوفته همه و همه درگیر اون هستن و ثبت همین تقابل‌هاست که موندگارن. یکی خونش رو در اختیار قرارداده هرچی از آواربرداری پیدا کردن منتقل کنن و یکی پنجره رو باز می‌کنه یه فحش میده و میبنده میره.

تقابل ما با آمریکا و اسرائیل چیز جدیدی نیست. برای مثال تقابل ما با اسرائیل خب حکومت پیشین ما بیشترین تعامل رو با این رژیم داشت و مردم قشر مذهبی مسئلشوت این بود و مردم روشن‌فکر اون زمان بر خلاف الان بزرگ‌ترین مسئلشون تعامل حکومتشون با آمریکا بوده. یعنی وای به حال اون روشنفکری می‌کردن که مسئلش شل گرفتن به آمریکا نبوده. مثل مصدق و خیلی‌های دیگه. روی صحبت ما این نیست و می‌خوام زاویه دید و اهمیت اون رو بدونید.

این تاپیک رو اختصاص میدم به صحبت در این مورد که به چه مسائلی می‌تونیم بپردازیم و از چه چیزهایی بنویسیم.

در این خلال  کتاب با سرود خان جنگ در خطه نام و ننگ از نادر ابراهیمی رو پیشنهاد می‌کنم بخونید که چطور جنگ هشت ساله رو به تصویر کشیده.

در نهایت این تاپیک ها من از هرکسی یک ناداستان تا دو یا سه هزار کلمه که نهایت دو یا سه صفحه می‌شه رو تحویل می‌گیرم و توی یک کتاب جمع می‌کنیم و برای انجام رسالت خودمون منتشرش می‌کنم.

ممنونم که وقت گذاشتید و خوندین، لطفا پیشنهادات خودتون رو برای پروروندنش زیر این تاپیک اعلام کنید تا دوستانتون کمکتون کنن.

دوست دارتون

مهتا

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...