رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

 پارت پنجاه‌و یک#

ای کاش مرگ هم معنای عاطفه را می‌داد تا هیچ‌‌کس به عنوان یک پدیده ترسناک به آن نگاه نکند؛ شاید آن زمان همه‌چی جلو چشمامان سیاه و تاریک به‌نظر بیاد ولی این پایان زندگی نیست بلکه سفری است به دنیای جاودانگی که همان آغاز و تولد دوباره‌مان خواهد بود.

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 94
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

پارت‌ یک# (بنام خالق زیبایی‌ها) دلنوشته:خدای آرزوها نام نویسنده: فاطمه بهرامی ژانر:: عاشقانه و اجتماعی. خلاصه: من نه آن رز سفیدی هستم که‌ در افسانه گفته بودن، و نه فرهاد که سن

پارت دو# سکوت فریاد بلندیست که بی‌صداست اما هستند کسانی که می‌شنوند آن را در پهنای عمق حرف‌ها که شاید هیچ‌وقت به این زیبایی حس نشدند.

پارت سه#  می‌دانستید پدر مادرها میان همه ستاره‌ها همیشه همان پُر نورترین ستاره‌ها هستند که راه درست را به ما نشان می‌دهند، پس هیچ‌وقت حتی تو لحظه عصبانیتمان به نظراتشان شک نکنیم. 

 پارت پنجاه‌و دو#

پیروز‌ شدن و برنده‌ شدن حتی اول شدن هم نمی‌تواند کامل کننده شادی‌هایمان باشد، بلکه این احساس رضایت‌مان‌ است که همیشه کلید موفقیت‌هایمان هست و خواهد بود. 

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت پنجاه‌و‌سه#

بعضی از آدم‌ها وقتی از دست هم ناراحت می‌شوند در خلوت خود دورشان حصاری می‌کشند از جنس نفرت و کنیه که دوستی با آن‌ها ممکن‌است قلب نورانی و پر از عشق تو را چنان به خود متصل‌کنند که تمام افکارت شبیه او می‌شود کم‌ کم راه‌ همه از او جدا خواهد شد‌، و او تنها می‌ماند.

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت پنجاه‌و‌چهار#

آسمان زندگی من یک رنگ دارد آن هم به درخشندگی خورشید که می‌خواهد روشنی بخش همه دل‌های ناآرامی باشد که با نوازش او به آرامش حقیقی می‌رسد.

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت پنجاه‌و پنج‌#

خداوند همیشه خوشبختی را به انسان تعارف‌ می‌کند که بهتر‌ است ما هم دستش‌ را به هیچ عنوان رد نکنیم، چون اگر کوچیک‌ترین چیزی هم به ما می‌دهد بدانیم در اون خیریتی‌‌ است و کسانی این خوشبختی را احساس خواهند‌ کرد که از زندگی رضایت بیشتری دارند.

  • تشکر 1
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت پنجاه‌و شش‌#

ریشه همه بدبینی‌ها همین تفکرات منفی هستند، اگر اجازه دهیم می‌خواهند مدام مثل سم وارد شربت زندگی‌مان شوند و زندگی را به کام‌مان تلخ کنند، بنابر‌این مثبت‌ اندیش‌ بودن معجزه خوش‌بینی باعث می‌شود شیرینی زندگی‌مان چند برابر شود‌ و این حالت حس خوبی به ما می‌دهد. 

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت‌ پنجاه‌و هفت#

چقدر زیبا می‌شد اگر همه عشق‌ها‌ و عاشقی‌ها شبیه فیلم‌ها و قصه‌ها می‌بودند همان‌طور جذاب و واقعی، مگر چه میشد همین‌ها بیایند و بیدار کنند کسانی را که در را پیدا‌کردن عشق‌شان خود را به خواب زده‌اند انگار که قلب یخی‌شان هنوز نمی‌خواهند گرمای این عشق پنهانی‌شان را لمس‌ کنند.

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت پنجاه‌و هشت#

هرگاه دلت گرفت بگذار بدون هیچ علت خاصی باز هم به تو خوش بگذرد تا باور کنی چیزهای دیگری هم هستند که می‌توانند باعث خوشحالی تو شوند تا از همه‌ی ناامیدی‌ها رهایی یابی بیا و هرگز اجازه نده کابوس شکست تو را در زنجیر تنهایی‌اش زندانی کند. 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت  پنجاه‌و‌نه#

آیا می‌دانید همه‌ی آدم‌ها وقتی دل‌شان می‌شکنند بزرگ‌ترین فریاد‌شان همین اشک‌هایی هستند که از گوشه‌ی چشم‌شان می‌چکند؟! انگار کلی حرف هستند که مدت‌هاست بی‌صدا مانده‌اند!

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت#

همه ما بدشناسی‌ها و خوش‌شانسی‌هایمان را همیشه می‌ندازیم گردن سرنوشت و خیلی راحت خودمان را گول می‌زنیم! درحالی که این‌ها فقط دو اصطلاح عامیانه هستند، بنابراین این تلاش‌های ما نتیجه موفقیت‌های پی‌ در پی ما خواهند بود که بزرگ‌ترین شانس در زندگی ‌می‌توانند باشند و سهل‌انگاری در کارها هم عاقبت همان بدشانسی‌ها هستند.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  پارت شصت‌و یک‌#

در رویاهایم که با خداوند گفت‌گو می‌کردم از او پرسیدم چه چیز این بشر بیشتر تو را به تعجب وا می‌دارد؟! پاسخ داد:

- کودکیشان؛ آن‌ها از کودکی‌شان خسته می‌شوند عجله دارند که زود بزرگ شوند بعد سلامتی‌شان را از دست می‌دهند تا پول بدست بیاورند بعد پول‌شان از دست‌می‌دهند تا سلامتی‌شان را پیدا کنند! در آخر پرسیدم چه جوابی داری به ما‌ بدهی؟! لبخند زد و ادامه داد:

- فراموش نکنند من همیشه این‌جا هستم!

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت‌و دو#

دلم می‌خواهد درد‌هایم را تنها با گل‌ها بگویم آن هم با اطلسی‌های مقاوم و صبور که احساس می‌‌‌کنم هنگامی که باد‌ گیسوانم را شانه می‌زند با آن‌ همه زیبایی من را وادار می‌‌کند تا پیراهنی از آرزو بر تن بپوشانم به امید روزی که قلبم تکیه‌گاه همه دل شکستگان شود.

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت‌وسه‌#

داشتن یک زندگی آرام بی‌درد‌سر می‌ارزد به همه‌ی آن ثروت‌های بزرگی که ما همیشه به‌ دنبالش بودیم و هستیم، بنا‌براین معنویات آن‌قدر با‌ ارزشند که می‌توانند پایه‌های یک زندگی آرام را به شکل عاشقانه‌ایی و تا‌ ابد محکم سازند.

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت‌وچهار#

زندگی همه آن‌ چیزی نیست که ما بخواهیم آن را بر سر عادت‌هایمان کنار بگذاریم یا هر وقت که دلمان خواست آن را فراموش کنیم، زندگی مثل همان حس غریبی‌ است که گاهی انسان را با خودش به گردش روزگار می‌برد جایی که هرگز سفری به آن‌جا نداشتیم.

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت‌و پنج#

وقتی دلم می‌گیرد حس می‌کنم کوله‌باری از غم‌ها بر پشتم سنگینی می‌کند و دیگر طاقت به‌ دوش کشیدن آن همه غم بر پشتم سنگینی می‌کند و تنها چیزی که کمکم می‌کرد تا دوباره سر‌پا شوم فقط یاد و نام خداوند‌ است که من‌ را به زندگی امیدوار می‌کرد. 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت‌شصت‌و شش#

به‌نظر من عاشق‌ها دو دسته‌اند؛ اول آن‌هایی که تو را به خاطر خودت‌ می‌خواهند و حاضرند با تمام عیب‌ و ایرادات دوستت داشته باشند، دوم‌ آن‌هایی که برای رسیدن به هدف‌هایشان تو را می‌خواهند درحالی که در اون عشق هیچ نوع دوست داشتنی وجود نخواهد داشت. 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت‌شصت‌و هفت#

بیشتر دوست‌ داشتن‌‌هایمان پنهان ‌است که هم درک می‌شود و هم دیده خواهد شد، چون راز آن کار‌ دل است و این خواستن نیاز به هیچ دلیلی ندارد که این قشنگ‌ترین حس دنیاست.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت‌و هشت#

کسی که شما را دوست داشته باشد آن‌قدر به شما اهمیت خواهد‌ داد که هرگز در کنارش احساس تنهایی نکنید و ‌این‌که همه تلاشش را هم می‌کند تا نگذارد غنچه خنده و شادی از روی لبانت پاک‌ شود و در همه‌ حال او هوای تو را خواهد ‌داشت.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت شصت‌و نه#

بهترین‌ و امن‌ترین جای دنیا برای شکستن سکوت همین هنگام راز‌ و نیاز با خداوند است و این آرامش قشنگ‌ترین حس و حال دنیاست که مطمعناً هر کس می‌تواند برازنده چنین زیبایی شگفت‌انگیزی باشد‌ که شایدم تا‌ امروز تجربه‌اش نکردیم. 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت هفتاد#

اگر دیدید دیگران با عشق و احترام با شما رفتار نمی‌کنند، این یعنی این‌که شما قیمت ناچیزی برای خود قائل شده‌اید، پس موقعه‌اش رسیده‌ که بر چسب قیمت‌ خودتان را از میان اجناس تخفیف‌ زده بردارید و خودتان را در پشت ویترین اجناس‌گران‌بها قرار دهید! با این کار قیمت‌ خودتان را به آنان گوش‌زد‌ کرده‌اید، بعد آنان می‌دانند شما چه‌قدر خود را دوست‌ دارید‌ و برای‌ خودتان ارزش ‌قائل‌ هستید.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت هفتاد‌و یک‌#

انتظار کشیدن سخت‌ترین کار دنیاست؛ کاش هر دو نفری که عاشق هم هستند صادقانه بیاییند و به این انتظار قشنگ پایان دهند تا به شروع‌ عاشقانه‌ای که در آن پر از گذشت و مهربانی هست به زندگی ادامه‌ دهند.

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت‌هفتا‌دو دو‌#

هیچ‌گاه نمی‌توان کسی را تغییر داد، مگر این‌که خودشان بخواهند و از شانس داشتن فرصت دوباره برای بهتر‌ شدن خودشان بهرمند‌ شوند.  

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 پارت هفتاد‌و سه‌#

گاهی به این فکر می‌‌کنم چه شوقی بوده که مادر بزرگ من را مجبور می‌کرده تا هر روز از روی پل شکسته خود را به مزرعه رسانده تا آرامش و آسایش برایمان فراهم کند، حتی خستگی هم نتوانسته او را زمین‌گیر کند، بعدها فهمیدم ما عشق واقعی او بودیم، امروز او هم به‌ خاطر صداقت در عشق استوره‌ی ایمان و تقوا نامیده شد.

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  پارت هفتادو‌چهار‌#

سلام به پرنده‌ای که می‌پرد و من جای پایش را در آسمان آبی روستا حس می‌کنم و هر لحظه‌اش را آرزو می‌کنم کاش جای او باشم و خالی از هرگونه مشغله ذهنی و فکر باشم‌ و پا به دنیایی گذاشته باشم که رویایی شیرین ‌هر‌ کسی می‌توانست باشد.

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت هفتادوپنج‌#

اکنون که همسایه دریا هستم می‌خواهم دلی به وسعت بزرگی دریا داشته باشم تا پاکی‌ و زلال بودن را از او به ارث ببرم تا بلکه بتوانم از همه‌ی آن شاد بودنم کمی عشق و احساس خوشایند به دل‌های پریشان و نگران قرض بدهم و سهمی در خوب شدن حال آدم‌ها داشته باشم. 

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...