به اطلاع کاربران میرسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شدهاند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity
جستجو در تالارهای گفتگو
در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'هیجانی'.
3 نتیجه پیدا شد
-
رمان پروتکل پژواک: سایه های فساد | زَر گریسون کاربر انجمن نودهشتیا
zara پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های تکمیل شده
نام رمان: پروتکل پژواک: سایه های فساد نویسنده: زر گریسون | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: معمایی, جنایی, عاشقانه. رده سنی: +۱۶ خلاصه: در دنیایی که هر قدمش پر از تله و خیانت است، زَر دختری با نژادی مختلط از دو فرهنگ متضاد ایرانی-آمریکایی با نگاه سرد و ارادهای فولادین وارد بازی شده که جانش و جان بسیاری دیگر را تحت شعاع قرار داده است. پروندههایی از دل تاریکترین بخش بشریت که همیشه خارج از دید بوده و همواره تحت پوشش سیاست و قدرت از چشم جهانیان دور نگه داشته شده است. پروندههایی نظیر قاچاق انسان در جهت سو استفاده در موارد مختلف همچون سلاحهای بیولوژیکی، آزمایشهای مخوف که در تضاد با کرامت انسانی است. سیاستهای کثیف و زیر پوستی، او را به قلب طوفانی میکشاند که هر لحظه ممکن است همه چیز را نابود کند؛ اما در پشت این چهره بیاحساس، قلبی زخمی و پر از راز نهفته است زخمی که شاید تنها حقیقت بتواند درمانش کند. این داستان نبردیست بیرحمانه بین نور و تاریکی، جایی که مرز بین دوست و دشمن، عدالت و فساد محو است. زر باید انتخاب کند بماند و بجنگد یا همه چیز را از دست بدهد. **خواندن این داستان به افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمیشود** -
رمان نیل آه| Bita.mandani کاربر انجمن نودهشتیا
bita. mandani پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
به نام خدایی که آغاز هر سرنوشت در دست اوست، و هر داستان، با ارادهاش به جریان میافتد… نام رمان: نیل اه ژانر: تخیلی، عاشقانه، معمایی، هیجانی نام نویسنده: بیتا ماندنی زاده مقدمه: "دریا نجوا میکند... شب، در امواجش رازی نهان است، و ماه، قصهای کهن را در چشمانش میگردید..." میگویند دریا حافظه ندارد، امواجش هر آنچه را لمس کند، با خود میبرد. اما من میدانم که این دروغی بیش نیست. دریا همهچیز را به یاد دارد... هر نگاهی، هر زمزمهای، هر سرگذشتی که در آبی بیکرانش محو شده. و من؟ من تکهای از آن فراموشی دروغینم. سایهای که از اعماق برخاسته، در جستجوی نامی که بر لبان باد، و خاطرهای که در آغوش موج، محو شده است. آن شب که دریا تو را به من سپرد، آیا تو هم صدای او را شنیدی؟ یا این تنها من بودم که در هیاهوی سکوت، حقیقت را در انعکاس چشمانت دیدم؟ راز دریا هرگز خاموش نمیشود... و این، داستان، تنها یک آغاز است. خلاصه: "هیچ رازی برای همیشه در اعماق نمیماند..." دریا هر آنچه را که بلعیده، روزی پس خواهد داد. شبی که امواج، او را به ساحل سپردند، نیلای حس کرد چیزی در وجودش بیدار شده… چیزی که همیشه آنجا بوده، اما هرگز به یاد نداشته. آرکا، پسر غریبهای که چشمانش انگار حقیقتی گمشده را در خود پنهان کرده بود، نگاهش کرد. و در آن لحظه، جهان برای یک ثانیه از حرکت ایستاد. اما این ملاقات، تصادفی نبود. این آغازِ گرهخوردن سرنوشتهایی بود که هرگز نباید به هم میرسیدند. رازهایی که نباید فاش شوند… حقیقتی که نمیتوان از آن گریخت… و عشقی که شاید هیچگاه نباید وجود میداشت. آیا بعضی گذشتهها باید برای همیشه در تاریکی باقی بمانند؟ ناظر: @FAR_AX -
ترسناک رمان سایه ی من | zahra bagheri 77 کاربر انجمن نودهشتیا
Zahra bagheri 77 پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: سایه ی من «جلد اول» نام نویسنده: زهرا باقری ژانر: ترسناک، عاشقانه ساعات پارتگذاری: یک بعد از ظهر، پنج بعدازظهر ، هفت شب خلاصه: گاهی بدون حدس انتهای مسیر وارد راه پر پیچ و خمی میشی... درحالی که فقط قصد کمک و انسانیت داری و درنهایت ضربهی سنگینی میخوری! درست مثل میلاد، که به خیال کمک به دختری تنها، بعد از سالها به خونهی پدری مرموزش برمیگرده درحالی که نمیدونه چی در انتظارشه! مقدمه: در سایههایی که عشق و وحشت در آن تنیده شدهاند، قصهای آغاز میشود. قصهای از دلدادگی و تباهی، از آغوشهای گرم و زمزمههای مرگ. در این دنیای وهمآلود، جایی که قلبها به یک اندازه برای عشق و ترس میتپند، دو روح در تلاطم سرنوشت به یکدیگر گره میخورند. ناظر: @sarahp