نام رمان: اعتراف ای پدر روحانی
نام نویسنده: مآهی
ژانر: عاشقانهتاریک، معمایی، اجتماعی
خلاصه: شهادت و سوگند برای اثبات به بیگناهی یک شخص قانع کننده نیست. همه گناهان ریز و درشت داریم حتی پدران روحانی؛ یکی از آنها را دیدم که اقرار میکرد، اهریمنان هیچوقت در کالبد ترسناکشان به سراغتان نمیآیند، گاه در ظاهر زیبا و فریبندهی عشق فرو میروند. اهریمن "عشق" فریبندهترین است، خوی و انس با او از بزرگترین گناهان شمرده میشود.
مقدمه: روزی رسید که با شرمساری مقابل دیدگان بیروحت اعتراف میکردم و تو آن بخشش را از من دریغ کردی ای پدر روحانی.
نگاهم به دوردستها خیره شد، جایی که امید به رهایی، چون نوری کمرنگ، در حال محو شدن بود. احساس میکردم دنیای پیرامونم در حال فرو ریختن است. آیا عشق، واقعا اینقدر فریبنده است؟ آیا هیچ راه گریزی از این دام وجود دارد؟
ناظر:
@FAR_AX