نام رمان: باغ آبی
نویسنده: نَوا (غ. ل) | کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: حقوقی، درام، اکشن، معمایی، عاشقانه
خلاصه: مهتاب، دانشجوی ترم آخر رشته حقوق هست و با مادر و ناپدریش زندگی میکرد. یک روز مردی به خواستگاریش میاد، مردی که مضنون به قتل همسر سابقشه! حالا سوال اینجاست که واقعا قاتل کیه؟
مقدمه:
روزی روزگاری...
دختری، از جنس آب، به دل آتش زد...
همه میگفتند، این دیوونگیه، اون به خاکستر تبدیل میشه...
خاموش میشه...
همه آتیش رو سوزان میدیدن، دردناک میدیدن
و به خاطر همین، آتیش تنها بود...
همه ورژن ویرانگر اون رو میدیدن و گرما و صمیمیت و مهربانیش رو انکار میکردن، شاید هم نمیدیدند.
اما تنها کسی که به تنهایی آتیش، پی برده بود، دختری از جنس آب بود. دلش یه دریا بود و دل به دریا زد؛ دریایی مملوء از شعله های آتش....
و در این لحظه، در آغوش حرارت شعله ها، گم شد. چون از سرما و تاریکی دلزده شده بود، دلش گرما میخواست، دلش روشنایی میخواست...