نام رمان: جایی میان دو جهان
نویسنده: آماتا | کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه، درام
خلاصه:
این، قصهی دختریست که در مجازی عاشق شد، در واقعیت جنگید و در نهایت، با قلبی شکسته، به دنیای خاکستری خود بازگشت. قصهی عشقی که بود، اما هرگز نباید میبود.
مقدمه:
شب، نقاب سیاهش را بر شهر میکشید و من، غرق در دنیای مجازیام، در این تاریکی بیانتها، او را یافتم. اسمش را نمیدانستم، چهرهاش را ندیده بودم، اما روحمان در هم تنیده شده بود.
عشق، چون گلی ممنوعه در دشت آرزوهایم شکوفه زد. اما این گل، خار داشت؛ خارهایی از جنس سنت، تعصب و ترس. خانوادهام، دیواری بلند در برابر این عشق بنا کردند و من، چون پرندهای اسیر، بالهایم را برای رهایی گشودم؛ اما تقدیر، نقشهای دیگر در سر داشت....
**توجه: روایت رمان براساس واقعیت می باشد.
«تقدیم به انکه دوستش دارم اما ندارمش..
برای امی»