رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

هانابانو

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    3
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط هانابانو

  1. و ناگهان نوبت تو می‌شود

    برای آن لحظه کمی صبر ارزشش‌ را دارد

    ندارد؟

    -به امید روزی که آقای دال‌ره رو ببینم((:

  2. و اما نصیحت امشب

    توحق نداری پشیمون بشی از راهی که انتخاب کردی تو نمیتونی برگردی پشت سرتو ببینی و این فرق تو با بقیه‌ است

    1. هانابانو

      هانابانو

      کمی لذت را به تعویق بیاندازید تا در موفقیت تعجیل دیده شود.

  3. خیلی سخته

    خیلیم تلخه

    چیزایی که میخوای بگی اما میدونی ۹۹درثد آدما درک نمیکنن 

    چون توی اون موقعیت نبودن، چون حسش نکردن، چون تجربه نکردن، چون روی بد زندگی بهشون نشون نداده، چون...

  4. بلند‌ می‌شود
    همانطور که بارها انجامش‌ داد
    فقط هربار‌ پخته‌تر از قبل
    خانم‌شاید‌اینبار‌هم‌بلندشد!‌
    چه جمله‌ی ترسناکی؛ دوباره بلند شد. انگار دوباره بیدار شد یا شایدم دوباره شد همون هیولایی که ۳سال و ۳ماه خوابیده بود.
    ایستاد وسط مسیر زندگی
    تنها!
    ناراحت!
    ساکت!
    مرموز!
    امیدوار!
    برنده!
    تیز....
    حتی روی زمین نماند تا زخم‌هایش خوب شوند. به راستی یک زن بود! با زخم ادامه دادن اورا به اینجاکشاند. با خونی که میجوشید و بیرون می‌زد....
    من که خوب میدانم قصد او چیست! با خون سیاه و تیره‌ای که از زخم هایش بیرون ریخته‌ بود زهر درست خواهد کرد.
    و انرا‌ به دشمنانش خواهد خوراند! بالاجبار بالاجبار بالاجبار!
    هیچکس از این زهر خونین و خوردن آن نمی‌تواند فرار کند.
    فقط باید منتظر باشید! او به سراغ شما خواهد آمد. نوبت توهم خواهد رسید. تک به تک به شما سر می‌زند. کمی مینشیند، تو با خود فکر می‌کنی پس زخمی که به او زدم کو! تو در تاریکی زدی و او در روشنایی‌ جبران خواهد کرد! خون همان زخم را برایت نوشیدنی می‌کند.
    قبل از فرشته‌ی مرگ خواهد آمد. حتما می‌اید.....
    ;Coming back soon

  5. محبوبم من عاشق خوبی نیستم اما تو معشوق خوبی هستی

    به هرکی میگم آقای دال‌ره رو دوست دارم تحسینم میکنه.... 

    و این همش بخاطر توعه!

    راستش ۴سال پیش که شناختمت فکرشم نمیکردم اینقدر دوستت داشته باشم که ۴سال بی‌وقفه دنبالت بدوم. ولی در کمال صداقت باید بگم من آخر راه، حالا که توی این جاده تاریک، نور آبادی رو دیدم جا زدم.

    من از این میترسم که دورت پره! دروغ چرا وقتی میبینم حتی دوستای خودم برای داشتند تلاش میکنن حس بدی بهم دست میده.

    من واقعا دوستت دارم بیشتر از خودم....

     

    -خانم‌شاید 

  6. رو تو میشه حساب کرد

    با چشای بسته دوید

    -هیچکس

    'از پلی‌لیست خانم شاید برای آقای دال‌ره

  7. صبحت‌ بخیر محبوبم

    میدونستی هنوزم تنم از کتک هایی که بخاطر خوردم درد میکنه؟

    و تو اینقدر بیخیال منی؟

  8. خانم شاید قلبش شکسته بود. اینقدر عمیق که حاذق‌ترین متخصص‌ های زمین شناسی هم نتونستن نوع گسل عشقش رو تشخیص بدن.

    قشنگی عشق اینجاست که اگر آقای‌ دال‌ره‌اَش‌ بیاید، این گسل عمیق دوباره ترمیم می‌شود.

    به سرعت نور'

  9. اینقدر گفتم میتونم، تونستم خواهم توانست که الان وقت شکست زبونم نمیچرخه بگم توی داشتنت باختم

    محبوبم آقای‌دال‌ره من در نبرد داشتنت باختم، خانم شاید، بازم بلند می‌شه

    شاید، شاید به زوری پا نشه! اما بالاخره بلند میشه

     

  10. از این بالا دوتا چیز بیشتر حس میشه

    یک نداشتنت؛

    دو بی‌کفایتی من

    اصلا من خیلی بی لیاقتی محبوبم

    محبوبم تو اصلا بهم توجه نکن اما به دخترای دیگه هم توجه نکن 

    لعنتی آخه کی مثل تو هست که همه عاشقش باشن

  11. من‌و لابه‌لای خاطره هات پیدام کن

    نبند روی اون روزای خوب چشماتو .....

    نقل قول

    از پلی لیست خانم شاید

     

  12. شهر حسود؛

    محبوبم اگر قرار باشه ۵ دقیقه از وقتت رو بهم بدی اینو برات پخش می‌کردم:)

  13. دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت، دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور!

×
×
  • اضافه کردن...